حقّا - يعنى فنا در نهايات سلوك عبارتست از اينكه ما سواى حق را مضمحل و گداخته دانى چنان كه وجود غير را نيابى و جاحد باشى و همه را حق بينى كه تعبيريست نزديك بدانچه گفته آمد و اصحاب فنا و بقا پيروان ابو سعيد احمد بن عيسى خرّازند و وى از اكابر صوفيانست و مدار طريقت خود را بر فنا و بقا نهاده بود ( وفاتش 277 ) و راه فنا راه عشق است زيرا تا كسى از اوصاف خود فانى نشود و در وجود ديگرى مستهلك نگردد وجودش هنوز بتصرّف عشق درنيامده است و تبديل صفات عاشق و خراب كردن حصار وجود وى كاريست كه عشق تواند كرد :
مرحبا اى عشق خوش سوداى ما * اى طبيب جمله علتهاى ما
اى دواى نخوت و ناموس ما * اى تو افلاطون و جالينوس ما
و يا :
كيميا دارى كه تبديلش كنى * گرچه جوى خون بود نيلش كنى
و عشق بجمال ظاهر از جهت آنكه آينهء جمال مطلق است روش احمد غزالى ( متوفى 520 ) و عين القضاة ميانجى ( مقتول 525 ) و اوحد الدين حامد كرمانى ( متوفى 635 ) و شيخ فخر الدين عراقى ( متوفى 688 ) بوده و عشق بمرد كامل و كمال مطلق طريقهء مولانا جلال الدين محمّد و ياران گزين اوست و يكى از فرق صوفيّه بنام عشاقيّه موسومند كه خود را عاشق و دوستى خدا را عشق ناميدهاند .
مراجع و اسناد : اللمع ، چاپ ليدن ، ص 341 رسالهء قشيريّه ، طبع مصر ، ص 37 - 36 كشف المحجوب هجويرى ، طبع لنينگراد ، ص 319 - 311 شرح منازل السائرين ، طبع طهران ، ص 251 مصباح الهدايه ، طبع طهران ، ص 429 - 426 كشاف اصطلاحات الفنون ، طبع كلكته در ذيل : فنا - مقالات شمس تبريزى نسخهء خطى متعلق به نگارنده ، نفحات الانس ، شرح حال عراقى ، حديقة الشيعة نسخهء خطى متعلق به آقاى سبزوارى استاد محترم دانشكدهء علوم معقول و منقول .
( 324 ) ص 92 ، س 5 ، موجب : به عقيدهء حكما ايجاد عالم بر نظامى كه هست از لوازم ذاتى حق است و نمىتوان ايجاد را منفك از ذات وى تصوّر كرد و ازاينرو خدا را فاعل