( 222 ) ص 63 ، س 5 ، بار : آنچه براى قوّت در زمين افكنند ، كود . و بار انداختن مرادف كود دادنست در محاورات امروزين .
( 223 ) - ، س 7 ، حنظل : ثمر گياهيست به قدر هندوانهء كوچكى و نارنج متوسّطى در نهايت تلخى ، هندوانهء ابو جهل ، خربزهء روباه . تحفهء حكيم مؤمن ، مخزن الادويه ، در مقدمة الادب معادل آن « خرزهره » و در سامى « كوسته » و در دستور اللغه « درخت كبست » آمده و مردم بشرويه آن را « خربوزهء چوپان » مىنامند .
( 224 ) - ، - ، طلح : بفتح اول و سكون دوم نوعى از مغيلان است و در دستور اللغه معادل آن « موز » آمده است . مخزن الادويه ، بحر الجواهر ، دستور اللغه ، تاج العروس در ذيل : طلح .
( 225 ) - ، - ، اثل : بفتح اول و سكون دوم اسم نوع بزرگ درخت گز است و آن درختى است عظيم با شاخهاى بسيار و سبز ملمّع به حمرت و برگهاى آن ريزهء سبز شبيه ببرگ طرفا ( مخزن الادويه ) .
شوره گز و مفسرين آن را به : نوعى چوب ، سمره ، درخت شمشاد هم تفسير كردهاند . جع : تفسير ابو الفتوح ، طبع طهران ، ج 4 ، ص 366 تحفهء حكيم مؤمن ، مخزن الادويه ، بحر الجواهر ، تاج العروس ، دستور اللغه در ذيل : اثل . مقدمة الادب ، طبع ليبزيك ، ص 16 ، سامى ، طبع ايران ، الباب الخامس فى الاشجار المثمرة و غير المثمرة .
( 226 ) - ، - ، و شىء من سدر : مأخوذ است از آيهء شريفه : و بدّلناهم بجنّتيهم جنّتين ذواتى اكل خمط و اثل و شىء من سدر قليل . سبأ ، آيهء 16 .
( 227 ) - ، س 14 ، زقوم : درختى است در جهنم و هم درختى كه دو نوع دارد حجازى و شامى . حجازى آن به قدر قامتى و برگ آن از برگ انار عريضتر و با تشريف و گلش در اطراف شاخهاى او به هيئت ياسمين و زرد و ثمر آن سياه رنگ و شبيه به هليله و در جوف آن دانهيى مانند كنجد و درخت نوع شامى بزرگتر از حجازى و خاردار
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد )
ص٢٦٦