حبة الخضراء ( بنه ، چاتلانقوش ) نام دارد « ژدوژك بنه » مىگويند
صاحب مخزن و محيط المحيط انجدان را معرّب انگدان گفتهاند و شايد گفت كه اصلش « انگژدان » بوده است .
و چنان كه از قانون و سائر مآخذ بدست مىآيد انجدان نام گياهيست كه صمغ آن به عربى حلتيت و بپارسى انگژد و انغوزه ناميده مىشود و اينكه بعضى گفتهاند كه انجدان صمغ است در كتب معتبر مذكور نيست و ظاهرا بعد از كلمهء ( انگشدها ) در متن حاضر كلمهء افتاده و اصل چنين بوده است : بصابون و لعابها و انگشدها نرسى .
مآخذ و اسناد : قانون ، طبع ايران ، ص 159 كامل الصناعة ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 125 تذكرهء داود انطاكى ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 178 بحر الجواهر در ذيل : انجدان ، حلتيت ، لسان العرب ، تاج العروس ، منتهى الارب در مادهء : حلت ، نحذ . مقدمة الادب ، طبع ليبزيك ، ص 58 دستور اللغه در ذيل : حلتيت . تحفهء حكيم مؤمن ، مخزن الادويه ، در ذيل : انجدان ، حلتيت . برهان قاطع ، آنندراج در ذيل : انجدان ، انگدان ، انگژد ، انگژه .
( 157 ) - ، س 7 ، كسب : بضم اول و سكون ثانى بمعنى كنجاره و ثفل چيزهاى فشرده مىآيد و كسب بفتح اول نيز مىتوان خواند .
( 158 ) ص 42 ، س 1 ، قطريها : معنى اين كلمه بدست نيامد و شايد چنين بوده است :
قطرتهاء قدر .
( 159 ) - ، س 14 ، چون خاك سنب فرس جبرئيل الخ : اشاره است بروايتى كه مفسّرين نقل مىكنند كه چون سامرى گوسالهء زرين ساخت و مرصّع كرد بانواع جواهر آنگه از آن خاكى كه جبرئيل پاى بر آن نهاده بود قبضهاى داشت از ان خاك پارهء در شكم گوساله افكند از او آوازى برآمد چون آواز گوساله . تفسير ابو الفتوح ، طبع طهران ، ج 3 ص 519 .
( 160 ) - ، س 19 ، وكوك : حكايت صوت سگانست مانند : وقوق ، وعوع ، خاقانى گويد :
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد )
ص٢٥٤