ج 2 ، ص 594 .
( 151 ) - س 12 ، رؤيت : يعنى اعتقاد به رؤيت حق تعالى كه اهل سنّت معتقدند بروز قيامت مؤمنان را ميسّر خواهد شد و با اينكه خدا را بيرون از جهت مىدانند بصحّت رؤيت بلكه امكان و وقوع آن قائل شدهاند بر خلاف معتزله كه رؤيت حق را بهر حال ممتنع دانستهاند و اين مسئله قرنها يكى از علل اختلاف و نزاعهاى مذهبى مسلمين بوده و مصنف بدين جهت آن را طرح كرده است .
براى اطّلاع بيشتر رجوع كنيد به : شرح مواقف ، طبع آستانه ، ج 3 ، ص 116 - 94 و كشف الفوائد ، طبع طهران 1305 هجرى قمرى ص 55 .
( 152 ) - ، - ، مخلوقى قرآن : اين مطلب متفرّع است بر كيفيت اتّصاف حق تعالى به صفت « متكلّم » و درينباره معتزله گفتهاند كه اطلاق متكلّم بر خداى جلّ شأنه باعتبار اينست كه موجد كلام است و بنابراين تكلّم صفت فعل است نه صفت ذات زيرا كلام نزد معتزله عبارتست از اصوات و حروف كه حادثست و عارض بر ذات وى نتواند شد و بنابراين گفتهاند كه كلام اللّه حادث و مخلوقست .
و حنبليان معتقدند كه كلام اللّه اصوات و حروف است و باوجود اين آن را قديم شمرده و عدّهيى افراط را به جايى رسانيده كه جلد و اوراق قرآن را هم قديم شمردهاند .
و اشعريان بر اين عقيدهاند كه اصوات و حروف حادث و مخلوق است ولى كلام صوت و حرف نيست بلكه معنيى است قائم در نفس متكلّم غير از علم و اراده كه از آن به اصوات و حروف تعبير مىشود و كلام مسموع از آنها تأليف مىيابد و كلام اللّه معنى قديم قائم بذات اوست كه كسوت صوت و حرف مىپوشد و آنگاه مسموع و محفوظ و منقوش و مكتوب مىگردد .
امّا صوفيه معتقدند كه كلام تجلّى علمى حقّ است باعتبار اينكه آن را اظهار مىكند به صورت اعيان موجوده و حقائق كونيّه و يا به صورت معانى كه خاصان وى تلقى مىنمايند و هريك از ممكنات بدين اعتبار كلمهيى از كلمات حقّ است .
و مسألهء خلق و قدم قرآن و كلام اللّه از مسائلى است كه مسلمين بر سر آن خونها
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد )
ص٢٥١