و ما بكثير الف خلّ و صاحب * و انّ عدوّا واحدا لكثير
الصداقة و الصديق لابى حيان التوحيدى ، طبع مطبعة الجوائب ، ص 51
( 174 ) ص 47 ، س 9 ، قسام فى النار : در بعضى از شروح مثنوى عبارت : القسّام فى النّار را حديث شمردهاند و اين جمله در بيت ذيل از مثنوى مذكور است :
آن دو گفتندش ز قسمت درگذر * گوش كن قسّام فى النار از خبر
( مثنوى ، نيكلسن ، دفتر 6 بيت 2410 )
جع : احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 206 .
( 175 ) ص 48 ، س 2 ، الارجاف مقدّمة التّحقّق : مناسبست با مضمون اين بيت :
بس كن ارچه كه اراجيف بشير وصلست * وصل همچون شكر ناگه بشنيده خوشست
( كليات شمس ، انتشارات دانشگاه طهران ، جزو اول ، بيت 4401 )
( 176 ) - ، س 5 ، وراوگن : برافگن ( بابدال با و فا بواو ) .
( 177 ) - ، س 7 ، گردن برده : عاصى و غير منقاد در مقابل : گردن داده - كه اسم مصدر آن : گردندادگى در ص 44 به كار رفته است .
( 178 ) - ، س 12 ، خواجهء امام اجل : بىشك يكى از فقهاء طراز اول يا قضاة سمرقند مراد است ولى تعيين شخص وى ممكن نگرديد .
( 179 ) ص 49 ، س 4 ، تا نپيونداند : فعل متعدّى از پيوستن چنان كه درين بيت از عنصرى :
چون بپيونداند او با قبضهء شمشير دست * بگسلد هرچ اندر اندام عدو شريان بود
( 180 ) - ، - ، مزهگاه : عضوى كه مدرك لذتست .
( 181 ) - ، س 10 ، انّ اشدّ البلاء على الانبياء : حديث نبوى است و با صور گوناگون نقل شده از قبيل :