نامند . فيه ما فيه ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 269 .
( 139 ) ص 37 ، س 9 ، كسنج : مخفف كسناج است كه صورت ديگر است از كاسنى و كسنى سبزى دوايى معروف كه به عربى هندبا گويند و اين لغت به صورت مذكور در فرهنگها نيامده و تنها « كسناج » را مؤلف برهان قاطع ضبط كرده است .
( 140 ) - ، - ، صبر : بفتح اول و كسر دوم و سكون آن نيز جائز داشتهاند عصارهء تلخ گياهى است برگش شبيه ببرگ كلم و بسيار ضخيم و بيخش به قدر شلغم و از يك بيخ زياده برده عدد مىرويد و مملو از رطوبت در غايت تلخى و گفتهء كسانى كه آن را صمغ درختى شمردهاند درست نيست چه على بن عبّاس مجوسى اهوازى در كامل الصناعة و ابو على سينا در قانون و لغويين تصريح كردهاند كه صبر از نوع عصاره است .
و صبر سه نوع دارد : سقوطرى ، عربى ، سمنجانى يا فارسى و از همه بهتر سقوطرى است .
مآخذ و اسناد : كامل الصناعة ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 123 ، قانون ، طبع ايران ص 228 ، تذكرهء داود انطاكى ، طبع مصر ، ج 1 ص 311 ، تحفهء حكيم مؤمن ، مخزن الادويه ، بحر الجواهر ، لسان العرب ، تاج العروس ، آنندراج در ذيل : صبر
( 141 ) - ، - ، گلاب كسنج : مقصود عرق كاسنى است بطريق مجاز و از باب اطلاق خاص بر عام نظير معرب آن : « جلّاب » كه در اصطلاح اطبّا اطلاق مىشود بر شربتى متخذ از گلاب ( ماورد ) و هموزن آن عسل يا شكر كه جوشانيده بقوام آورند و چند نوع است و مجازا بمعنى مطلق شربت قند استعمال مىكنند . و در كتاب الطبيخ كه به سال 623 تأليف آن صورت گرفته طرز ساختن جلاب بدينگونه بيان شده است :
و يحلّ نصف رطل سكّر فيعمل جلّابا - و هم در آنجا مىخوانيم : ثمّ يغمر بالجلّاب الّذى قد اضيف اليه ماء الورد كتاب الطّبيخ تأليف محمد بن الحسن بن محمد بن الكريم الكاتب البغدادى ، طبع موصل ، ص 76 .
و از عبارت ذيل نيز كيفيّت ساختن جلّاب معلوم مىگردد : تمامت ابلوج را
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 246
مساهمون: سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد )
ص٢٤٦