تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
مخزن الادويه در ذيل : خردل ، تحفهء حكيم مؤمن ، برهان قاطع در ذيل : خفج ، خردل . در برهان ضبط كلمه چنانست كه نوشته آمد ولى در نسخهء اصل زير حرف اول كسره گذاشته شده است . ( 125 ) - ، س 16 ، فرزد : بضم اول و دوم ( مطابق ضبط برهان قاطع ) و در نسخهء اصل بالاى حرف سوم فتحه گذاشته شده و حركت حرف اول و دوم نامعلوم است گياهى است كه در كنار آبها و زمينهاى نمناك مىرويد و مفروش بر روى زمين و مخصوص بزمانى نيست و شاخهاى آن دراز و باريك و با گرهها و بندهاى بسيار و برگ آن بسيار ريزه و سرهاى آن تند و اندك صلب و گل آن ما بين سرخى و سفيدى و عربى آن نجم و ثيل و ثيّل است و بپارسى بيد گياه و در محاورات امروزى فريز گويند . قانون ، طبع ايران ، ص 240 تذكرهء داود انطاكى ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 143 تاج العروس لسان العرب ، منتهى الارب ، تحفهء حكيم مؤمن ، مخزن الادويه در ذيل ثيل ، برهان قاطع ، آنندراج در ذيل : فرزد ( 126 ) ص 33 ، س 3 ، پيشنهاد : فكرت مرتبط به آينده ، مقصد و مراد ، طرح و انديشه و نيز مرادف امل ( طرب المجالس ، تأليف امير حسينى هروى ، طبع طهران در حاشيهء مجموعهء كتب صوفيانه از قبيل : اشعة اللمعات ، مقصد اسنى ، مبدا و معاد تأليف شيخ عزيز نسفى ، ص 271 ) و بمعنى مقدمه و قضيّه ( آنندراج ) درين كتاب مكرر استعمال شده است . ص 87 ، 99 ، 101 جع : معارف بهاء ولد ، طبع طهران ، ص 469 . ( 127 ) - ، س 8 ، دل‌گشاد : خوشى و طرب از نوع اضافهء مقلوب و اصل آن « گشاد دل » و تركيبى است از « دل » و مصدر مرخم « گشاد » كه بمعنى طرب و خوشى است چنان كه در بيت ذيل :
چندان حلاوت و مزه و مستى و گشاد * در چشمهاى مست تو نقاش چون نهاد
( كليات شمس ، انتشارات دانشگاه بيت 6063 )
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 243 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر