الادويه در ذيل بزرقطونا ) .
و چنان كه از قانون ، طبع ايران ، ص 167 و كامل الصناعة ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 108 مستفاد مىشود « بزرقطونا » دانه و تخم است نه گياه چه على بن عباس اهوازى در كامل الصناعة آن را در شمار حبوب ذكر كرده و ابو على سينا اقسام آن را از سفيد و سرخ و سياه كه صفت دانه است برشمرده و در حقيقت از طريق تقسيم تعريفش كرده است و از عبارت متن و گفتهء فرهنگنويسان برمىآيد كه « اسب غول » گياهست و تركيبى است از اسب و غول « گوش اسب » بمناسبت آنكه برگش مشابهتى با گوش اسب دارد نظير : « مرزنگوش » كه از « مرز » بمعنى موش و « گوش » بمعنى مشهور تركيب شده و عربى آن اذن الفار است ولى مجازا اطلاق تخم و ثمر بر گياه و درخت و بالعكس روا داشتهاند و هم اكنون در محاورات معمول و متداولست .
در فرهنگها اين كلمه بكسر اول و بفتح نيز ضبط شده و كاتب اصل بر روى حرف اول كلمه فتحه گذاشته است .
بزرقطونا را اكنون ( اسفرزه ) مىنامند و نام فارسى ديگر آن اسپيوش و اسفيوش است .
رجوع كنيد به : قانون ، طبع ايران ، ص 167 كامل الصناعة ، طبع مصر ، ج 2 ص 108 تذكرهء داود انطاكى ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 103 تحفهء حكيم مؤمن در ذيل بزرقطونا و اسپغول ، مخزن الادويه در ذيل : بزرقطونا ، جهانگيرى ، در ذيل : اسپغول ، برهان قاطع ، آنندراج در ذيل : بزرقطونا ، اسپيوش ، اسپغول .
( 124 ) - ، - ، خفج : بفتح اول و دوم خردل صحراييست و خردل گياهى است برگ آن شبيه ببرگ ترب و كوچكتر از آن و خشن و اندك تند بوى و ساق آن مربع و گل آن زرد و تخم آن مدوّر و سرخ و تند طعم و برّى و بستانى است برّى آن را به عربى حرشا و بتركى قچى نامند و برگ آن ريزهتر از برگ بستانى و تخم آن مدوّر و سرخ و برگ بستانى بزرگتر از برّى و نوع سفيد آن را حرف ابيض و به فارسى اسپند و سپندان نامند .
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد )
ص٢٤٢