تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
صد سال بقاى آن بت مه‌وش باد * تير غم او را دل من تركش باد بر خاك درش بمرد خوش‌خوش خوش‌دل من * يا رب كه دعا كرد كه خاكش خوش باد
و اين رباعى در فيه ما فيه ديده مىشود و در « رباعيات مولانا » چاپ اسلامبول بوى نسبت داده‌اند . فيه ما فيه ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 167 ، 332 . ( 101 ) ص 25 ، س 21 ، شير غذاء طفوليت الخ : بيان و تفسير اين آيه است :
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى .
سورهء 47 ، آيهء 15 ( 102 ) ص 27 ، س 1 ، مؤمن بىترس‌كننده است الخ : مراد مصنّف تفسير و بيان اين دو اسم است : « مؤمن ، سلام » از اسماء الهى و بنابراين ظاهرا بايد اين عبارت چنين باشد : مؤمن بىترس‌كننده است از عذاب خود . كه در اين صورت مشتق است از امن‌وامان ( ضد خوف ) جع : نهايهء ابن اثير ، تاج العروس در مادّهء : امن و شرح مواقف ، ج 3 ، ص 170 . ( 103 ) - ، س 8 ، لفتك : ظاهرا بمعنى عروسك است كه از انواع قماش مىدوختند و درون آن را به پنبه مىآكندند و اين كلمه در فرهنگها نيامده و محتملست كه در اصل چنين بوده است : « لعبتك » . ( 104 ) - ، س 19 ، چهاركسه : هاء مختفى در آخر اين كلمه مفيد معنى مقدار و يا مقايسه از حيث مقدار است يعنى به اندازه و مقدار توانايى چهار كس و برين قياس : هزاركسه ، چند مرده ، صد مرده . ( 105 ) ص 28 ، س 3 نوردن : چوبيست كه بر روى كارگاه نهند و هرچند پارچه كه بافته شود بر آن پيچند . مرادف : نورد . برهان قاطع ، آنندراج . ( 106 ) - ، س 7 ، معنى ولاه در اللّه ديدى : اين تقرير مبتنى است بر آنكه اللّه مشتق از وله و اصل آن « ولاه » باشد چنان كه قتاده از مفسّرين و ابو الهيثم از لغويين بر آن عقيده رفته‌اند . جع : ابو الفتوح ، ج 1 ، ص 22 بيضاوى ، طبع ايران ، ص 3 و