تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
هم او گفته :
دوستى كز پى پياله بود * بدل دنبه پوست‌گاله بود
آنندراج . نيز جع : معارف بهاء ولد ، طبع طهران ، ص 439 . ( 84 ) - ، س 17 ، زنينه : جنس زن ، جع : معارف بهاء ولد ، طبع طهران ، ص 480 و متن حاضر 168 . ( 85 ) ص 19 ، س 2 ، گر دوست به دستى الخ : اين مصراع را مولانا با تصرفى در يكى از غزلهاى خود آورده است بدين‌گونه :
هله چون دوست به دستى همه جا جاى نشستى * خنك آن بىخبرى كه خبر از جاى تو دارد
( كليات شمس ، جزو دوم ، انتشارات دانشگاه ، ص 126 ) ( 86 ) - ، س 7 ، عماد فقاعى : از معاصرين مصنف است و نامش در اين كتاب تنها در همين مورد آمده است . ( 87 ) - ، س 15 ، محمد صوفى : از معاصرين مصنف كه در معارف فقط يك‌بار بنام او برمىخوريم . ( 88 ) ص 20 ، س 2 پشماگند : جامه‌يى كه حشو و آگين آن از پشم كنند و و « چيزى كه آن را پرپشم كنند و ما بين پشت ستور و تنگ بار گذارند و بمعنى پالان الاغ نيز گفته‌اند . حكيم سنايى گفته :
كفش عيسى مدوز از اطلس * خر او را مساز پشماگند
خاقانى گفته :
هم سگان را قلاده زرين است * هم خران را خز است پشماگند
( برهان قاطع و آنندراج ) ( 89 ) - ، س 12 ، طريق دق : بمعنى گدايى است چنان كه درين بيت از انورى :
اگرچه عادت دق نيست انورى را نيك * ز درگه تو كند يا رب ار ببايد دق
و فرهنگ‌نويسان آن را بدين معنى معرب دك گرفته‌اند كه بمعنى گدا و گدايى