است و اين بيت سيف افرنگ را شاهد آوردهاند :
بر سر خوان سخن لذّه ز من خواه كه نيست * در اباى سخن هيچ سيهكاسهء دك
و دق بمعنى اعتراض و مؤاخذه نيز آمده و در عربى داق عيبگوى مسلمانان و دققه جمع آنست و مولانا راست :
اى كه عقلت بر عطارد دق كند * عقل و عاقل را قضا احمق كند
( مثنوى ، دفتر 3 ، طبع نيكلسن ، بيت 3880 )
و بمعنى اخير نيز عبارت متن را مىتوان توجيه كرد ( تاج العروس ، برهان ، آنندراج ، منتهى الارب ، غياث اللغات ) .
( 90 ) ص 21 ، س 6 ، قطب : معلوم نشد كيست .
( 91 ) - ، س 20 ، كه در خانقاه ديدم : اشاره است بدانچه در ص 18 ، س 17 گذشت .
( 92 ) ص 22 ، س 1 ، شاه : داماد . مولانا گويد :
حال چون جلوهست زان زيبا عروس * وين مقام آن خلوت آمد با عروس
جلوه بيند شاه و غير شاه نيز * وقت خلوت نيست جز شاه عزيز
جلوه كرده عام و خاصان را عروس * خلوت اندر ، شاه باشد با عروس
( مثنوى ، دفتر 1 ، نيكلسن ، بيت 1435 ببعد )
( 93 ) - ، س 4 ، جيوجيو : حكايت صوت گنجشك و ديگر مرغان است نظير :
چيكچيك در گفتهء مولانا :
جمله مرغان ترك كرده چيكچيك * با سليمان گشته افصح من اخيك
( مثنوى ، دفتر 1 ، نيكلسن ، بيت 1204 )
و مانند : جيق و جيغ و جق در حكايت صوت انسان .
( 94 ) - ، س 6 ، التحيات : مقصود دعاى تشهّد است و مستند آن روايت ذيل است :
التحيّات للّه و الصّلوات و الطيّبات السّلام عليك ايّها النّبىّ و رحمة اللّه و