تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
و بنابراين مقدّمات « پارسى » در متن حاضر مخفف است از : گل پارسى . مآخذ : قانون ، طبع ايران ، ص 175 ، 182 مخزن الادويه ، طبع هند 1290 ص 310 ص 884 - 881 تذكرهء داود انطاكى ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 472 بحر - الجواهر ، طبع هند ، ص 86 ، 288 ابن الاثير ، طبع مصر ، حوادث 1307 احسن التقاسيم ، طبع ليدن ، ص 421 ، 443 برهان قاطع ، آنندراج در ذيل گل پارسى ، گلنار ، گل صد برگ ، تاج العروس ، منتهى الارب ذيل ، ورد ، حوجم ، جلّنار . ( 75 ) ص 16 ، س 14 ، اعضاء اربعه : كفّين و صورت و دستها تا مرفق و پاها موافق مذهب اهل سنّت كه پاها را مىشويند نه شيعه كه مسح مىكشند . ( 76 ) - س 15 ، كژمژ : جع : معارف بهاء ولد ، طبع طهران ، ص 485 و مولانا گويد :
نقش كژمژ ديدم اندر آب و گل * چون ملايك اعتراضى كرد دل
مثنوى ، نيكلسن ، دفتر 2 ، بيت 1817 ( 77 ) - س 21 شكل ختايان : بحذف اداة يعنى به شكل ختايان چنان كه درين بيت :
سدّ شدى در بندها را اى لجوج * كورى تو كرد سرهنگى خروج
( مثنوى ، نيكلسن ، دفتر 4 ، بيت 2448 ) كه اداة در مصراع دوم حذف شده و بايد گفته باشد : به كورى تو و ختا عبارتست از چين شمالى و هم نام طايفه‌يى از تركان كه پس از جنگ قطوان و شكست سنجر ( سال 536 ) بر ممالك ماوراءالنّهر تسلّط يافتند و محمد خوارزمشاه آنها را بر انداخت ( سال 607 ) و ظاهرا مراد مصنّف معنى دوم است و به همين جهت اين كلمه را به صورت جمع آورده و واضح است كه براى جمع بستن آن بر معنى اول محمل صحيحى تصوّر نتوان كرد . ( 78 ) ص 17 ، س 18 ، شكير يا شكور : در كتب لغت شكور نزديك بدانچه مصنف گويد نقل شده ولى شكير بدين معنى مذكور نيست و ظاهرا از لغت‌نويسان فوت شده است و مولانا فرمايد :
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 230 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر