تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
و مؤلف برهان قاطع و آنندراج « گل پارسى » را نوعى از گلنار و مرادف گل صد برگ دانسته‌اند درصورتىكه گل صد برگ مرادف است با ورد مضاعف و هم اكنون در محاورات پارسىزبانان گل صد برگ را اطلاق مىكنند بر گل گلاب و مؤلّف آنندراج در ذيل : « گل صد برگ » باشتباه خويش واقف شده و تصريح كرده كه گل صد برگ همانست كه آن را « گل گلاب » مىنامند و بهر حال اگر اطلاق « گل پارسى » بر گلنار روا باشد تفسير آن به « گل صد برگ » جائز نيست و گمان مىرود كه سخن مؤلف مخزن الادويه بصواب نزديك‌تر است اينك سخن او : « جلنار بضم جيم و سكون لام و فتح نون و الف و راء مهمله معرب گلنار فارسى است و اين را گل انار صد برگ نيز مىنامند » . و نتوان گفت كه ورد بر مطلق گل و شكوفهء نباتات نيز اطلاق مىشود و بنابراين ورد مضاعف ممكن است كه گلنار باشد زيرا اين معنى بحسب وضع اولين است و سپس شهرت يافته است در نوع مخصوص يعنى گل سرخ كه عربان آن را حوجم مىگويند چنان كه داود انطاكى اين مطلب را به صراحت يادآور شده است . و چنان كه ابن الاثير تصريح دارد ورد جورى گلى است نيك سرخ ولى داود انطاكى گويد كه ورد سفيد را جورى مىنامند و ورد سفيد همانست كه در نواحى طبس بنام : « گل دنبه » شهرت دارد و گلى سفيد و پرپر است از نوع ورد . و گلنار شكوفهء انار بيابانى است و رنگ آن سرخ است و نوعى فارسى آن امتياز تمام دارد و به همين جهت اطبّا اين نوع را در نسخه‌ها سفارش مىكرده‌اند و پدرم رحمة اللّه عليه در معالجهء اورام و قروح لثه بتصريح در نسخه « گل انار فارسى » قيد مىكرد و ازاين‌رو تفسير « گل پارسى » به گلنار هم وجهى از صحت دارد و اين تعبير « گل پارسى » مستعمل است در بيت ذيل از كمال اسماعيل :
زنى پارسا چون گل پارسى * برون اوفتاده ز پرده سرا
و درين شعر از خواجه حافظ :
از گل پارسيم غنچهء عيشى نشكفت * حبّذا دجلهء بغداد و مى ريحانى
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 229 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر