تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
بر « اضداد » عطف توضيحى تواند بود و اين مضمون همانست كه سعدى گويد :
چار طبع مخالف سركش * چند روزى بدند باهم خوش چون يكى زين چهار شد غالب * جان شيرين برآمد از قالب
گلستان ( 64 ) - س 22 ، خيد : بدون واو چنان كه در اصل نوشته شده مطابق است با تلفّظ مردمان نواحى طبس كه هم اكنون متداولست و آن قسمتى از زمين است كه اطراف آن را اندكى با خاك بالا آورده و از قسمت ديگر جدا كرده باشند مرادف « كرد » كه در فرهنگها مىبينيم و « كرد ، كرت » در محاورات مردم قم و اطراف طهران و تفسير آن به : كشت‌زار جو - خالى از مسامحه نيست و مستفاد است از فحواى گفتهء عمارهء مروزى :
رويش ميان حلّهء سبز اندرون پديد * چون لاله برگ تازه شكفته ميان خويد
و از گفتهء كسايى :
بگشاى چشم و ژرف نگه كن بشنبليد * تابان بسان گوهر اندر ميان خويد
نيز مىتوان استنباط كرد كه خيد به كشتزار جو اختصاص نداشته است . ( 65 ) ص 14 ، س 2 ، عالم عين : مرتبهء موجوداتى كه قائم‌به‌ذاتست از جواهر و اجسام مقابل عالم عرض كه مرتبهء موجودات قائم بالغير است و اين تعبير موافق اصطلاح متكلمين است و نيز « عالم عين » اطلاق مىشود بر موجوداتى كه بحس ادراك نمىشوند نظير : عالم عينى و عالم شهادت و عالم خلق و ملك و مقابل آن را عالم غيب و عالم ملكوت و عالم امر مىگويند كه عبارتست از آنچه بحواس ادراك نتوان كرد و تعبير دوم از مصطلحات صوفيانست . رجوع كنيد به : اصطلاحات الصوفية ، طبع طهران در حاشيهء شرح منازل السائرين ، ص 136 و كشاف اصطلاحات الفنون ، طبع كلكته ، ج 3 ، ص 1053 ، 1073 . ( 66 ) - س 8 ، لپاجه : بفتح اول مطابق نقل زمخشرى در مقدمة الادب و ميدانى در السامى فى الاسامى و مؤلّف صراح اللغه مرادف است با صدرهء عربى و شاما كچه و
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 225 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر