حركتى نامنظّم دهد آن حركت را « اضطراب » خوانند .
مراجع و اسناد : اللمع ، طبع ليدن ، ص 42 ، 301 ، 310 ، 335 رسالهء قشيريه طبع مصر ، ص 32 ، 34 شرح تعرّف ، طبع لكنهو ، ج 4 ، ص 37 - 29 كشف المحجوب هجويرى ، طبع لنينگراد ، ص 228 - 224 احياء علوم الدين طبع مصر ، ج 2
مصباح الهدايه ، طبع طهران ، ص 133 شرح رسالهء قشيريه ، طبع مصر ، ص 33 - 26 .
( 53 ) - س 16 ، چنانك سماع طبقهء ظاهر گوش الخ : در وصف سماع باطن و نغمههاى درون از مولانا بشنويد :
انبيا را در درون هم نغمههاست * طالبان را زان حياة بىبهاست
نشنود آن نغمهها را گوش حس * كز ستمها گوش حس باشد بخس
نشنود نغمهء پرى را آدمى * كو بود ز اسرار پريان اعجمى
گرچه هم نغمهء پرى زين عالمست * نغمهء دل برتر از هر دو دمست
نغمههاى اندرون اوليا * اوّلا گويد كه اى اجزاى لا
هين ز لاى نفى سرها برزنيد * زين خيال و وهم سر بيرون كنيد
اى همه پوسيده در كون و فساد * جان باقيتان نروييد و نزاد
گر بگويم شمّهيى زان نغمهها * جانها سر برزنند از دخمهها
گوش را نزديك كن كان دور نيست * ليك نقل آن به تو دستور نيست
باختصار از مثنوى ، طبع ليدن ، دفتر اول بيت 1919 ببعد
( 54 ) - س 18 ، كلپتره : بفتح اول و سكون لام و فتح باء فارسى و سكون تاء فوقانى و راء مهمله بمعنى نادرست و بمعنى حرفهاى بىمعنى آمده . انورى در ذمّ شعر و شعرا گفته :
او ترا كى گفت كاين كلپترهها را جمع كن * تا ترا لازم شود چندين شكايتگسترى
( فرهنگ آنندراج )