تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
ترف و قره‌قورت در قسمتى از بلاد خراسان اراده مىشود . و دليل اينكه رخبين چيزيست سرخ ( مايل به سياهى ) و ترش مزه گفتهء ناصر خسرو است :
سرخست رشته نيز چو رخبين ليك * شيرينيش جدا كند از رخبين
( موافق نقل هدايت در فرهنگ انجمن‌آراى ناصرى و مؤلف آنندراج ولى در ديوان ناصر خسرو ( طبع طهران 1307 ، ص 322 ) مصراع اول چنين است : سرخست قند نيز چو رخبين ليك - كه بىگمان از اشتباهات نساخ سرچشمه گرفته است ) و اين بيت سوزنى نيز بر ترشى طعم آن دليل است :
آژنگ ميان ابرو افكند * رخ كرد ترش مثال رخبين
( 18 ) ص 6 ، س 2 ، در رحمهاء هوا و باد و حايطها و آب ز عرشها : معنى اين جمله و وجه ارتباط آن با عبارت پيشين و بازپسين روشن نيست . ( 19 ) - س 7 ، در تحصيل معجل حور : ظاهرا بايد مؤجل باشد نه معجل بر طريق اضافهء بيانيه يعنى آنچه به مهلت بدست مىآيد و در آخرت بدان رسند و آن حوران بهشتند و واضح است كه حوران بهشتى درين جهان نصيب مؤمن نمىشوند تا ايشان را « معجل » توان گفت . ( 20 ) - س 14 ، كوى : در اينجا بمعنى عالم و حالت است و بدين معنى در اين كتاب مكرر استعمال شده است چنان كه در : ص 9 ، س 1 ، ص 91 ، س 9 ، ص 127 ، س 1 ، ص 135 ، س 15 ، ص 154 ، س 8 ، 9 . ( 21 ) - س 15 ، چون با كاف خطاب باشى : مقصود كاف خطابست در « سبحانك » يعنى هرگاه خود را از خدا جدا نبينى و با حق مجتمع باشى تا چنان باشد كه خويش را مخاطب سبحانك شناسى در آن حالت از صفات خود كه ديد آن مقتضى فرقست پاك و منزه خواهى بود و به حكم جمع موصوف مىشوى به پاكى و سبحانى . ( 22 ) ص 7 ، س 2 ، عاجز نقصان كمال خود گردانيد : ظاهرا كلمهء : « نقصان » زائد است .