راست پروين چو هفت قطرهء شير * بر چكيده به جامهء خضرا
مسعود سعد ( ديوان ، ص 19 )
5 - بام خضرا :
بصور صبحگاهى برشكافم * صليب روزن اين بام خضرا
خاقانى ( ديوان ، ص 20 )
6 - طاق خضرا :
كيمخت سبز آسمان دارد اديم بيكران * خون شبست اين بىگمان بر طاق خضرا ريخته
خاقانى ( ديوان ، ص 387 )
و نزديك بدين تعبيرها كه برشمرديم گفتهء قطران است :
باد سر خضرا ز شادى نيكخواهان ترا * تا ز غم روى بدانديشان تو غبرا شود
( ديوان ، ص 73 )
زيرا مسند و صفت شبيه يكديگرند و بقياس بايستى كه اخضر و اغبر گفته باشد نه خضرا و غبرا .
7 - گوهر حمر :
گوهر حمرا كند از لؤلؤى بيضاى خويش * گوهر حمرا كسى از لؤلؤى بيضا كند ! ؟
منوچهرى ( ديوان ، طبع طهران 1326 ، ص 23 )
8 - لالهء حمرا :
گر رخ من زرد كرد از عاشقى ، گو زرد كن * زعفران قيمت فزون از لالهء حمرا كند
منوچهرى ( ديوان ، ص 24 )
9 - گل حمرا :
نوروز درآمد اى منوچهرى * با لالهء لعل و با گل حمرى
منوچهرى ( ديوان ، ص 90 )