پيشتر مذكور افتاد .
( 12 ) - س 14 ، بهمنزلهء سوراخكيست صغيره : استعماليست نادر و ناپسند زيرا در زبان پارسى مذكّر و مؤنث وجود ندارد و بدين سبب مطابقهء ، صفت و موصوف از جهت تأنيث و تذكير كه در زبان عربى شرطست در فارسى معمول نيست و فصحا و بلغاء ايران روىهمرفته تا قرن ششم مطابقهء صفت و موصوف را هرچند كه از عربى نقل شده باشد ضرور ندانستهاند و غالبا در نظم و نثر صفت جمع را كه در عربى بلفظ مفرد مؤنث يا صيغهء جمع مىآورند مفرد و مذكّر آوردهاند و مصنّف درين جمله براى لفظ فارسى صفت مؤنث آورده است و اين استعمال به يكى از اين دو جهت تواند بود :
يكى آنكه مصنف بسبب اطّلاع وسيع خود در زبان عربى و سروكارى كه با علوم دينى داشته و آنها را هم بدان زبان نوشته و تدريس مىنكردهاند فرقى ميان اين دو زبان نمىديده و ذهنش از قواعد زبان عربى چنان انباشته بوده است كه بتوهّم اينكه سوراخ را در عربى ثقبه مىخوانند و آن كلمهييست مؤنث براى آن صفت مؤنث آورده است و دليل آنكه ادباى فارسى زبان گاهى قواعد زبان عربى را دربارهء كلمات فارسى اجرا مىكردهاند گفتهء ابو الفرج رونى است :
چرا نزايد تفّ و چرا نكارد نم * اگر مؤنّث هست و مذكّر آتش و آب
( ديوان ابو الفرج ، طبع طهران 1306 ، ص 18 )
كه آتش و آب خود مؤنث و مذكّر نيست و معادل آنكه نار و ماء است مطابق گفتهء نحاة در زبان عربى حكم مؤنث و مذكّر دارد .
و ظاهرا مبتنى بر همين توهّم است تعبير : « سوى عليا » درين بيت :
آتش دوزخ از آن آتش بسى عالىتر است * گر غذا درخورد يابد در سوى عليا شود
( ديوان ناصر خسرو ، طبع طهران 1307 ، ص 132 )
و ازين قبيل تواند بود « خانهء خضرا » در بيت ذيل :