آستانه ، ص 477 ) و حديث نبوى : بالصّبر يتوقّع الفرج ( همان كتاب ، ص 475 سفينة البحار ، طبع مطبعهء علميهء نجف ، ج 2 ، ص 5 ) ولى به عبارت مذكور در متن تا كنون در كتب احاديث نيافتهام و ظاهرا تبديلى است از عبارتى كه به گفتهء ابن المقفع مفاد آن را بر كتيبهء قصر اردشير نوشته بودند و آن عبارت چنين است : الصّبر مفتاح الدّرك ( منهاج اليقين ، ص 476 ) پس از نوشتن اين ذيل معلوم شد كه از مولاى متقيانست صلوات اللّه عليه و مولانا در مثنوى عبارت متن را در چند مورد به كار برده است . مانند :
گفت اى هديهء حق و دفع حرج * معنى ، الصبر مفتاح الفرج
مثنوى ، دفتر اول ، چاپ ليدن ، بيت 96
گر تو اشكالى بكلّى و حرج * صبر كن الصبر مفتاح الفرج
دفتر اول ، بيت 2908
و در يكى از غزليات به صورت رديف آورده است بدين مطلع :
اى دل فرورو در غمش كالصبر مفتاح الفرج * تا رو نمايد مرهمش كالصبر مفتاح الفرج
كليّات شمس ، انتشارات دانشگاه ، غزل 519
( 10 ) - س 11 ، خان : ظاهرا مقصود وى خان وخش است موسوم به چپ خان كه در سال 600 فرمانرواى وخش بوده و بهاء ولد نام وى را در معارف آورده است ( معارف بهاء ولد ، طبع طهران 1333 ص 355 ) نيز رجوع كنيد به مقدمهء نگارنده بر آن كتاب ، ص ل ، لز .
( 11 ) - س 12 ، الامام الراشجردى : چنين است در اصل يعنى با راء مهمله و اين نسبت را در انساب سمعانى و لباب الانساب بدست نياوردم و محلّى بنام راشجرد در كتب جغرافيا از قبيل ابن خرداد به و احسن التقاسيم و معجم البلدان نيافتم و ظاهرا تحريف است از واشجرد ( با واو ) كه شهرى بوده است در قسمت علياى نهر قباديان واقع در مغرب پل سنگى ( قنطرة الحجاره ) بر نهر و خشاب و شمال شرقى بلخ و چغانيان