جميع الناس غمگين كه شروان شاه هم مرده است * وفات شاه هماكنون طرب من قلبهم برده است
بهذا الصرصر العاصف كزو شروان مشوّش شد * درخت القلبشان خشك و گل الارواح پژمرده است
زن و مرد بلد جمله لاجل تلخى موتش * خراشان وجه ، گريان چشم و بريان قلب و آزرده است
اگرچه موته صعب لهم الصبر اولاتر * كه انفاس همه خلقان عليهم يك يك اشمرده است
وگر باور نمىدارى كه ما قد قلته صدق * فقل لى اىّ مكتوب كه اسمش مرگ نسترده است
و اين قطعه در مناقب اوحد الدين كرمانى كه در قرن هفتم تأليف شده و نسخهء عكسى آن متعلّق است به كتابخانهء مركزى دانشگاه طهران مذكور است ( ورق 137 - 138 ) .
ناگفته نماند كه معنى جواب مصنف دربارهء پرىخوانى روشن نيست .
( 7 ) - س 12 ، سكر الجمل : شبيه بدين مطلب در كتاب الحيوان تأليف جاحظ طبع مصر بتحقيق عبد السلام هارون ، ج 4 ، ص 54 و شفاى بو على ، ج 2 ، طبع ايران ، ص 403 و حيوة الحيوان دميرى ، طبع مصر 1330 ، ج 1 ، ص 26 سخن رفته است .
( 8 ) ص 4 ، س 3 ، فتذكرت قول سليمان : اين سليمان را نشناختم و اين روايت را نيافتم .
( 9 ) - س 8 ، الصبر مفتاح الفرج : مناسب است با مضمون آيهء
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً
( سورة الانشراح ، آيهء 5 ) و روايت نبوى : انّ النّصر مع الصّبر و الفرج مع الكرب و اليسر مع العسر ( منهاج اليقين فى شرح ادب الدنيا و الدين ، طبع