تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
مؤذن را تب است كه عزلش قابل تصوّر است نه عموم كسانى كه اذان مىگويند و نزد همهء فرق اسلامى اذان لاحن ( كسى كه غلط بخواند ) مكروهست . تذكرهء علامه ، طبع ايران 1272 ، ج 1 ، مباحث مربوط باذان . ( 6 ) - س 10 ، پرىخوانى : عمل كسى كه جن و پريان را به عزيمت خواندن حاضر سازد ( بر وفق عقيدهء عاميانه ) و نظير : پرىبند ، پرىساى . مولانا فرموده است :
فسون بخوانم و بر روى آن پرى بدمم * از آنكه كار پرىخوان هميشه افسونست
( ديوان كبير ، انتشارات دانشگاه ، بيت 5159 )
در عشق سليمانم من همدم مرغانم * من شخص پرى دارم من مرد پرىخوانم
و ظاهرا جزو اخير ( خوانى ) درين تركيب از خواندن بمعنى دعوت كردن و حاضر ساختن گرفته شده و معادل احضار ارواح است در استعمالات امروزى . مصنّف درين سؤال بنا بر معمول بعضى از فقها لفظ فارسى را ( پرى خوانى ) كه عين عبارت سائلست در ضمن عربى آورده است چنان كه نظير آن در فتاواى قاضى خان بسيار است . فتاواى قاضى خان ، طبع لكنهو ، ص 149 ، 150 ، 209 ، 210 ، 212 ، 213 ، 214 ، 216 ، 217 ، 219 ، 220 ، 221 ، 231 ، 232 ، 243 ، 257 ، 258 ، 259 ، 281 و در مذهب ابو حنيفه نعمان بن ثابت ( 150 - 80 ) كه پيشواى حنفيان جهان است و ايرانيست و مصنّف در فروع مذهب از پيروان او بوده است خواندن سوره و تكبيرة الاحرام در نماز و همچنين صيغهء قسم به فارسى جائز است ( فتاوى قاضى خان طبع لكنهو ، ص 41 - 40 ، 279 الفقه الاكبر ، طبع حيدرآباد ، ص 45 ) و چنان كه مىبينيم مصنف در مواضع بسيار از اين كتاب عربى و فارسى را بهم آميخته مثل اينكه يك زبانست و ميان آنها فرقى وجود ندارد چنان كه در صفحهء : 2 ، س 5 و ص 3 ، س 4 و ص 4 ، س 14 و ص 5 ، س 10 و ص 11 ، س 5 و ص 26 ، س 5 و ص 31 ، س 16 و ص 145 ، س 2 ، 3 و اين روش مطلوب نيست و نظير آن قطعهء ذيل است از اوحد الدين حامد كرمانى :