تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
و تعظيم نباشد خواهد بشكندش و خواهد ريزه‌اش كند و خواهد زشتش نقش كند آخر صورت مر مصوّر را چه باشد تا گستاخيها كند چنانك اسپك گلين مر نقّاش را اسپك بيچاره‌وار تنگ در داده تا مصوّر در حق وى چه كرم كند صورت را جز بمصوّر تعلّق بكى باشد اگرچه صورتم نااميد نه‌ام از عشق و محبّت كه همه صورتها را عشق و محبت تو دادهء مار بر سر زر غلطد و گويد اگر زر سودمند نيست مرا و لكن خوشست مرا بدانك محبوب فرزند آدم از وى دور ماند تا حال حاسد را بدانى مثال حالى گويد هر ديكى على حده بپزى دشوار آيد اكنون بيا تا مختصرى ديكى پزم كه همه حاصل كرده باشم و مئونتى كم ، گوشت و دوشاب و جغرات و سركه و سير و نشاسته اين همه را به يك جاى بپزد و مىگويد كه در جهان از من كسى داهىتر نباشد و نيز انتخابى كرده‌ام از طاعت ، كسى از من مصلح‌تر نباشد و آنگاه ازين لقمهء ديك مىخورم ناگوار مىافتد احتراز كنم و گردن مىپيچانم و با خود مىانديشم و مىگويم ازين روش نيكوتر و بامعامله‌تر كه من دارم هيچ كس را نباشد و لكن چكنم چو روزى ندارم فلا جرم
فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ
« * » باشى روش صلاح فك رقبه است و
إِطْعامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ
« * » است تو ازينها هيچ دارى تا از عقبه خلاص يا بى اگرچه اين همه هست فعل و مشيّت تو اى اللّه عذر گناهان بس و بدين جنايات شكسته نباشم آخر نه فعل تو آسيبى دارد بدين ضعيف ، عقوبت مر بندگان را از آنست كه شكسته نباشند و فعل ترا نبينند چو آشناى فعل توم آخر المعرفة تنفع و لو بالكلب 521 تا كريم چگونه سودمند بود . سبب محبت بنده آن آمد كه عاجزى و ناكسى و ورخجى خود مىبيند و جمال و كمال و لطف اللّه و آسيب اللّه با خود مىبيند و سبب خشيت آنست كه مىترسد از حرمان و فراق در هر خيال كه نظر كردى تو آن چيز شدى مثلا خيال سگ ديدى تو سگ شدى بگو اى اللّه مرا بدين زودى گربه گردانيدى گربگك توم و اگر
هامش
( * ) قرآن كريم ، 90 / 11 ، 14 .
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 174 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر