تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
خود دور كنيد اكنون درين راحت بودم و مىگفتم كه هم درين خوشى در روم و بيرون نه‌آيم و متفرّد در جهان تا به حقيقت انايى اللّه را ببينم تا چند بتقليد روزگار گذارم و باز مىترسيدم كه نبايد كه اين حالت نماند . قوم را گفتم كه يكباره مهمّى رسيده است پاى در مىنهيد و باز پى باز مىكشيت كه نبايد كه را هم بزنند يا اين كار فلان جاى نرود ، هر ساعتى جائحهء 464 مىآيد و سر سر نبات را مىسوزد و باز در حين بيرون مىآيد آن كار نيكوست و لكن بيم‌دلى آن كار را زيان مىآرد اگر بيم‌دلى دور كنى آن كار رود ان شاء اللّه . اكنون نظر كن كه در رفتن و بيرون آمدنت بخير كدام نزديكترست آن را دليرى نمايى و بيم‌دلى را ببر چنانك فرمود
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ
« * » از اهل آن نيستى كه ترا گوييم از شكّ بيقين آى ترا مىگوييم از يقين به شك آى كه يقينست كه دنياوى چو نوبتها پرمشغله است
هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزاً
« * * » و به راه احتمال آخرت آى كسى راهى مىرود 465 كه او را يقين برخواهند آويختن آخر به راهى نمىرود كه احتمال كشتن باشد يعنى
تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً
« * * * » اگرچه در شب تاريك كرده باشد چنانك كسى دانهء در بيابان به زير خاك پنهان كرده باشد و باران بر وى آيد چگونه آشكارا شود اگر تو نيكويى بر نفس خود فراموش گردانيده باشى و تا زير هفتم « 1 » از سنگها برويد و برون آيد
وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها
« * * * » يعني ما عملت من سوء تجد محضرا ايضا تود لو انّ بينها و بينه يعنى ندامت چنان باشد كه دريغا ميان من و ميان آن كار بد در دار دنيا و ميان من و ميان يار بد كه بران
هامش
( * ) قرآن كريم ، 5 / 27 . ( * * ) قرآن كريم ، 19 / 98 . ( * * * ) قرآن كريم ، 3 / 30 . ( 1 ) - عبارت ناقص است و ظاهرا چنين بوده است : و تا زير هفتم زمين رفته باشد .