تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
نهانى ترا چنانك عروس مر شوى خود و شوى مر عروس خود را همه مواضع نهانى و عيبهاء يكديگر مىبينند با يكديگر خوش مىبوند و با يكديگر گستاخ و بىدهشت مىبوند اكنون چون همه اجزاى نهانى و عورتهاى ترا مىبيند خود را دراز پيش اللّه بينداز بىدهشت كه اى اللّه هر تصرّفى كه در اجزاى من كنى مىكن كه كسى خود را از تو نهان نتواند داشت باز همه اجزا پيش تعظيم اللّه برجستند با هيبت و شكوه چنانك عروس پيش شه به خدمت بيستد ، گاهى از ترس و گاهى از دوستى رنگ به رنگ مىگردد . نماز خير مىكنند زنان دو ركعت نماز الحمد يك‌بار و اذا جاء نصر اللّه سه بار از اللّه بخواهند در همه حالها كه فلان‌كس مرده است يا زنده است يا زود آيد يا دير يا خوش‌دلست يا تنگ‌دل يا چنين خواهد بودن و احوال لشكر چه خواهد شدن انگشت اندر گوش كند بسر سه راه رود نخستين سخنى كه به گوش آيد آن حسب حال اين چيز باشد و جواب آن‌كس بود همچنانك قرآن مىخوانند همه حسب حال « 1 » چگونه پيوند جان باشد و اگرنه آب چگونه پيوند حيوة بود و چه مناسب بود ، طبيبان تا وحى آسمانى نبود چگونه از خود داروى شناسند ، از خود چگونه بيرون مىآرند چندين هزار سالست تا همين چند حبوبست كه غذاى خلقانست از خود هيچ غذاى ديگر برون نه‌آورند . ضعيف‌تر بودم حالت شما آن را ماند كه خركى از دست خداونده گريخته باشد كسى ديگر بىرحم‌وار كار بسته باشد و ضعيف شده باشد و دست و پاى وى مىلرزد يا در وحل افتاده بود ، در وحل كاهلى افتاده باشى . چنانك گره بر كاسهء بخيلان و زره در آب ، چين در جبين روزگار او پديد آمدست . به مسجد رفتم در سبحانى نظر مىكردم بمعنى آنك اجزاى من هر عجبى از عجايب اللّه كه ببيند چگونه شكفته شود و براحت بآثار اللّه مىنگرد و پرشكوه مىشود از اللّه . در هر عجبى از عشق و مصاحبت و معاشقت و بازيها و معقوليها و شكوفه‌ها و
هامش
( 1 ) - از اينجا بمطالب گذشته مرتبط نيست و قطعا صفحه‌يى افتاده است .