تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
تو ضعيفى و از بهر تو آماده مىدارند چنانك يوسف صلوات اللّه عليه ابنيامين را باسم سرقه بگرفت از آنك هرچند باسم خوش بخواستى ندادندى نيز مؤمن را هرچند به خوشى مال و فرزند خواهند او ندهد باسم قطع طريق از وى بستانند امّا چون به منزل رسى اشتر و بار خود آنجا يا بى لا جرم آن همه گرد مىكنند
أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
« * » ازين قبيل بود
لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ
« * * » اين همه چيزها آب و خاك و هوا گردد و لكن ما تضمين كنيم كه يا وى را و يا مثل وى را بازده ، بينى كه ستارگان و آسمان را بگوييم و هوا و خاك را بگوييم كه از حيوانات و فواكه و اموال چه چيزها برده‌ايت باز دهيد خربزه و خيار بادرنگ 403 و همه رنگها باز داد يا رب كه اين اركان « 1 » اين چيزها را مىبرد كجا نگاه مىدارد و در كدام خزينه مىنهد و باز از كجا برون مىآرد . در ره روش خود مىرفتى عمدت 404 در ميان آب تند بادى بر وى زد سه چهار پاره خواست شدن يعنى سه چهار واقعهء هايل پديد آمد خواستى تا خود را از عمد فرواندازى و بگريزى يعنى خواستى تا ترك كار و جاى بگوى اى شكست مردمان دست‌انبوى تو شده تا تو آن را نه‌انبويى 405 ترا حياتى نباشد . نكاح في فصل حرّة 615 لنا انّه يجوز النّكاح لنا انّه يجوز النّكاح « 2 » بمباشرة الوليّ و طلبها فكذا يجوز النّكاح بمباشرتها و طلبه اشكال عام انه وجدت زيادة الحاجة فيما اذا باشر الولي لانه لو لم يوجد زيادة الحاجة لجاز بمباشرة الصغيرة و الصغير بالقياس علي موضع الاجماع علي ذلك « 3 » الجواب كلّ اشكال يمنع اصل القياس فهو باطل لانّه حينئذ ينسدّ باب القياس .
هامش
( * ) قرآن كريم ، 2 / 175 . ( * * ) 3 / 169 . ( 1 ) - ظ : اين اركان كه . ( 2 ) - اين جمله در اصل مكرر است . ( 3 ) - جمله‌يى افتاده است .