ضدّان او نقول المشترك غير موجود 603 فى صورة النّقص لانا نعنى بالمشترك هو الدّلالة السّالمة عن معارضة الاجماع و المشترك على هذا التّفسير غير موجود فى صورة النّقص لعدم سلامته عن معارضة الاجماع فإنّ الاجماع منعقد على ترك العمل به سؤال آخر أنّ عليه السّلم واظب على الوضوء بالنّيّة و ذلك تدلّ على الاشتراط لأنّ النّيّة لو كانت شرطا كان الاتيان بها افضل من الاتيان بها اذا لم يكن شرطا و ظنّ الافضل بالنّبى عليه السّلام اولى .
من دلتنگ بودم به كار بچگان نمىرسيدم و به كار خود نمىرسيدم و هر ساعتى چون خروش بچهء از ميان بچگان شنيدمى گفتمى آه تا چه بلا رسيد به بچهام مىگفتم اگر عمر در غصّهء ايشان مىكنم من ضايع مىشوم و اگر پاس خود مىدارم ايشان ضايع مىشوند .
قوم را گفتم چنان استى كه متاع كسى بر روى آب بزرگ افتاده باشد آنكس ترسان كه نبايد كه ار دست بروند هر ساعتى در كالهء مىزنند « 1 » تا نگاه دارد آن ديگر ديگر غرق مىشوى و تا دم آن مىرود ازين ديگر مىترسد كه غرق شود و چون بديشان مشغول مىشود مىترسد كه وى نيز در آب افتد و چون گاهگاهى بادى بوزد و اين كالها را بر روى آب پيش وى گرد آرد بدان آرام گيرد كه مراد من در كنار منست و هرچ كند هم درين آب غرق شود و آن بنا بر آن بود كه تباه كار بوده است در اصل بشومى آن نوميد شده بود از ياران مساعد ناگاهان نابكارى را بيافت چنگ در وى زد كه اگر اين را بمانم نبايد كه هيچ چيز نيابم و با وى انبازى آغاز كرد و فرع و ثمرات حاصل مىكرد و خوشى او همان استكبارست .
اللّه از اختيار ديوار ساخته است و باغ و بستان چنانكه درها را مىبندند و مىگشايند اللّه اختيارها را مىگشايد و مىبندد و چنانك ديوار و درخت برمىآرند
هامش
( 1 ) - ظ : مىزند .