تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
« هم از آنجا هم از آنجا يعنى كه پيش ما » ( ص 209 ) . و نظير آن « مار » است بمعنى ميار ، ناصر خسرو گويد :
مرد را چون نبود جز كه جفاپيشه * مارش انگار نه مردم سوى ما مارش
ماندگى افكندن : رفع خستگى ، استراحت « چون دلت بگشاد و ماندگى افكندى برخيز بازرو » ( ص 132 ) . ماهيابه : خوردنيى است كه از ماهى سازند بدين‌گونه كه ماهى خرد و كوچك را در ظرفى ريزند به همراه داروهاى گرم و خوش‌بو و سر آن ظرف را ببندند و در آفتاب نهند تا بجوشد و باصطلاح پخته شود و آن بسيار بدبو است . « ماهيابه اگرچه ناخوش است و ليكن در وى منافع است از هضم و غيره » ( ص 388 ) . مزيدن : مكيدن . « اين سوداهاى فاسد شما همچنان فرومىآيد و جمله آب طراوت شما را مى به مزد » ( ص 79 نيز ص 87 ، 119 ، 167 ، 218 ) . مرغ‌دل : ضعيف النّفس ، نازك‌دل . « اى خليل چون مرغ‌دلى پيوسته پران و بىقرارى » ( ص 297 ) . مسلمان باشى : مسلمان بودن . « هرگز صحابه از بهر مسلمان باشى چيزى نگرفتندى » ( ص 377 ) . مصلحتى : صلاح بودن . « و يا تصديق نكرده باش در مصلحتى آن » ( ص 248 ) . منادىگر : كسى كه به آواز بلند حكم قاضى و حاكم را باهل شهر برساند جارچى . « تا منادىگر حالت هر كسى باشد » ( ص 331 ) . مورچه‌خانه : لانهء مورچه . « اندرونت از موران همچون مورچه‌خانه از آن شده است » ( ص 95 ) . مهربان‌كارى : رحيميّت ، مهر و محبّت .