تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
نخلبندى : صنعت ساختن ميوه و درخت از موم . « در عالم فنا نخلبندى چنين مىفرمايد از گل تا آنجا كه حقيقت باشد تا چگونه باشد » ( ص 257 ) . نقره : بضمّ اول سيم و فضّه . « و اگر تابان ديدى بدانكه زر است يا نقره » ( ص 270 ) . نقصانى : كمى ( مصدر عربى با ياء اسم مصدر فارسى ) . « و مىخواهى تا نقصانى تو به نيست رود » ( ص 169 ) . ننگ‌نامى : سوء شهرت ، بدنامى . « و چنين ننگ‌نامى او در اشياع او ماند » ( ص 335 ) . نهالى : توشك نازك و دراز ( بفتح اوّل به همين معنى در حدود طبس مستعمل است ) . « همه خصال باضداد خود چون نهاليها و چهار بالشهااند مر ايشان را از حدود درگذرانى به درد » ( ص 412 ) . ورخج : بفتحتين و سكون سوّم زشت و مكروه ، پليد . « چنان كه كرم پيله اگر چه ورخج مىنمايد امّا يك ريزه لعاب او را ابريشم گردانيدند » ( ص 53 نيز ص 307 ) . ورخجى : اسم مصدر از ورخج . « يعنى قوّتى و مايه‌يى كه سبب اجتماع اين ورخجيها خواهد باشيدن گو مباش » ( ص 206 نيز ص 309 ، 372 ) . وصل كردن : پيوند زدن به درخت . « بر زمين‌زار ديگر نقل كنيم و وصلش كنيم با درخت بامزه‌تر و خوش‌تر » ( ص 166 ) . و مولانا راست :
وصل كنى درخت را حالت او بدل شود * چون نشود مهابدل حال دل از وصال تو
هر كردن : راندن و خواندن ستور مركب از ( هر ) حكايت صوت در راندن