« اى رحيم از مهربانكارى درگاهت بر من مهرى ده » ( ص 226 ) .
ميزك : بول و شاش .
« ميزك و طهارت خواهم تا بكنم ميان ايشان شرم دارم » ( ص 337 ) .
ناتراشيده : تربيت ناديده ، بىادب .
« در رنجها صبر نمىكنيد تا ناتراشيده مىمانيد » ( ص 208 ) .
ناجايگاه : غير محل ، ناموضع .
« اگر همين ساعت شما را بدهم به ناجايگاه خرج كنيد » ( ص 64 نيز ص 101 ) .
ناداشتك : مصغّر ناداشت بمعنى بينوا و تهيدست و بيكاره و شايد مرادف تعبير معمول ( بىهمه چيز ) .
« از ميان آن كاهلى بيرون دويد يكى حريفكى حقيرى ناداشتكى چستى و در پيشت آمد و آن شيطانست » ( ص 170 نيز ص 171 ) .
نارسيده : نابالغ .
« محمّد عليه السّلام فاطمهء نارسيده را به مكّه رها مىكرد » ( ص 56 ) .
نامزد : مصدر مرخّم از نام زدن .
« و از اثر آن نامزد بر دلت تيرگى بيفتد » ( ص 56 ) .
ناشناخت : مصدر مرخّم از ناشناختن ، عدم معرفت ، كفران « و ناخوش آمدى از بيگانگى و ناشناخت نعمت » ( ص 4 ) .
ناقبول : غير قابل ، ناپذيرا .
« او را بس ناقبول مىديدم و معنى آيت با او تقرير نمىتوانستم كرد » ( ص 389 ) .
ناوچه : ظاهرا كشتى كوچك .
« و شما از حرص خوشى اين حيات دنيا به ناوچه درمىآييد و اين بارهاى گران بر خود مىنهيد » ( ص 78 ) .
نجاستى : نجسى بيرون ، پليدى ( مصدر عربى با ياء اسم مصدر فارسى ) .
« از حدّ نجاستى بيرون نرود » ( ص 309 ) .
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 489
مساهمون: سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد )
ص٤٨٩