تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
چيز لطيف چون كاه برگ بر سر آب آيد » ( ص 324 نيز ص 186 ) . فروآورد : مصدر مرخم از فرو آوردن . « تا ايشان هم در آنجا قدر خود بدانند كه بچه ارزند و شايستهء فروآورد كجااند » ( ص 60 ) . فرودوشيده : بيرون كشيده . « اكنون از آنجا كه وجود تو فرودوشيده است او را دوست دارد و از آنجا كه عقل و حيات تو فرومىدوشند او را دوست دار » ( ص 191 ) . فرو ريزيدن : فروريختن . « و شكوفه و گل شد و فروريزيد در پيش من » ( ص 15 ) . قبهء بادين : ظاهرا كنايه از حباب يا گردباد است كه به شكل قبّه مىنمايد . « جهان قبّهء بادينست اگرچه نمايد و ليكن زود فروگشاده شود » ( ص 264 ) . كارساخت : مصدر مرخم از كار ساختن « و يا اين كارساختهاى تو چون طعام ساختهء سليمان را ماند » ( ص 263 ) . كازه : خانه خرگاهى كه از چوب و نى و علف سازند . « صحابهء پاك ايوانها را به كازهء مختصر بدل نكردندى » ( ص 16 ) . كاكى : گردهء نان . « بر اين سفرهء آسمان نگر به قرصهاى ستارگان و كاكى ماه در ميانه » ( ص 107 ) . كژپايك : خرچنگ . « چون كژپايك كه گرد آب مىگردد و كرمكى مىجويد » ( ص 54 ) . كژمژ : كژ نقيض راست و مژ از جنس اتباع است . « تا سرش دراز نشود و استخوانهايش كژمژ نيايد » ( ص 135 نيز ص 213 ، 427 ) . كش : بفتح اوّل ريشى كه بر دست و پاى شتران برآيد و از آن آب روان گردد و اينجا بمعنى ريمناك آمده است . « و نيز خاريدن گر زيان دارد و كش شود و درازتر دركشد » . ( ص 248 نيز ص 277 ) .