تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
شيشهء بغدادى : شيشه‌يى كه از بغداد مىآورده‌اند « آب شيشهء بغدادى است كه در و شربت سيرابى ساقيان قضا و قدر به تو مىرسانند » ( ص 427 ) . و بمناسبت ساختن شيشه در بغداد خاقانى گفته است :
اى مه نه بغداد جاى شيشه‌گرانست * بهر گلاب طرب‌فزاى صفا هان
ضرب كردن : دريدن و شكافتن . « و همه كسوتهاى غفلت و صور را بر خود مىدراند و ضرب مىكند » ( ص 24 نيز ص 137 ، 351 ) . عادت كردن : عادت دادن ، معتاد كردن . « و اللّه چنين عادت كرده است اجزا را كه نزديك را نمىتواند ديدن » ( ص 313 ) . عجايبى : عجب بودن ( اسم مصدر از صيغهء جمع ) . « يعنى اى اللّه عجايبى تو و همه عشقها در عجايبى باشد و همه زندگيها در عجايبى تست » ص 92 ) . عشق‌نامه : نامهء عاشقانه . « عشق‌نامهء حورا و عينا بارى جلّت قدرته به نزد تو رسانيده است تا بر فراق ايشان بگريى » ( ص 282 نيز ص 134 ) . عفج : خراب و تباه ( ضبط كلمه به درستى معلوم نيست » . « يا رب چه شاهى عزيز است اين خاك كه چندين عروسان را مىآرايند مادر و پدر و به نزد وى مىفرستند تا در وى عفج مىشوند و مىپوسند » ( ص 286 ) . و در تاريخ بيهقى آمده است ( چاپ طهران باهتمام دكتر غنى و دكتر فيّاض ص 633 ) . از آنجا برانديم يك فرسنگى گرانتر جويهاى خشك و عفج پيش آمد . عمد : بفتحتين نوعى از قايق يا كشتى . « آخر كشتى وجود و كالبد عمدها ( ظ : عمد كالبدها ) در اين گرداب افتاده است » ( ص 51 ) .