تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
زرده : خلط صفرا . « سبزك دنيا مخور تا زرده برنه‌اندازى » ( ص 270 ) . زنينه : جنس زن . « زنينه‌اش فرستاد و گفت سلام من ببر » ( ص 278 ) . زوبعان : بفتح اوّل و ثالث و سكون ثانى جمع زوبع كه گويند شيطانى است . « و اين همه حيلهء زوبعان است » ( ص 183 ) . زوبعى : شيطنت و حيلت‌انديشى . « و خواه گو به زوبعى شناو كن » ( ص 51 ) . زه يكتايى : نوعى از زه و آن رشته‌ييست ابريشمين كه با تارهاى زر و سيم تابيده بگرد آستين يا گريبان دوزند « باز او را گره مىزنيم همچون انگله گريبان و زه يكتايى » ( ص 105 ) . زيادتى : مصدر عربى با ياء اسم مصدر فارسى . « و زيادتى ايمان و زيادتى يقين آنست » ( ص 248 ) . سبزك : حشيش ( لغتى در سبزه ) صراحى شراب از آبگينهء سبز ، و ممكن است ترجمهء خضرا باشد بمعنى تره‌بار و سبزه « سبزك دنيا مخور تا زرده برنه‌اندازى » ( ص 270 ) . سپس‌رو : پيرو و تابع . « چون دوستدار و سپس رو نبى شوند اللّه به بركت آن نبى ايشان را از اهل توحيد و معرفت و اهل بهشت دارد » ( ص 382 ) . سپيدكاخ : كنايه از قبر . « چون وقت سپيد كاخ سپس مرگ بيايد آنگاه برها برگيرى از پنج نماز كه گزارده باشى » ( ص 116 ) . سپيده : سفيدآب كه زنان بر روى مالند . « و روى را به سپيده و غازهء نياز و اخلاص بياراى » ( ص 96 ) . ستاره‌بار : گريان و اشكريز .