تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
« مس وجودشان چون درستهاى مغربى بر نطع آبگون آسمان تابان باشد » ( ص 24 ) . و كمال اسماعيل راست :
چون صبح باز كرد دهان را بمدح تو * چرخش درست مغربى اندر دهان نهاد
درگيرانيدن : روشن كردن و برافروختن هيزم و چراغ به‌وسيله كبريت و نظائر آن . « همچنانك فليته درگيرد چون آسيب آتش بوى رسد و چون روح من در اللّه نگرد و اللّه را ببيند تا اللّه چگونه درگيراند مرورا » ص 204 . دزدافشار : شريك دزد و رفيق قافله . « بدزد افشار نفس امّاره سر يكى كرده‌اند تا او راهها و نشانها را مىنمايد ( ص 161 ) . دژماندن : بضم اوّل خشمگين و آشفته شدن . « همچنان‌كه عاشقان سرمست شوند از حقايق آن جهانى و برافروزند و دژ بمانند بىيافت آن راه » ( ص 236 ) . دست پيمان : زر و زيور و اسباب كه پيش از زفاف بعروس دهند . « نكاح كنيزك بىرضاى مالك روا نبود زود دست‌پيمان حاصل كن و دمادم من بيا » ( ص 156 نيز ص 132 ، 198 ، 230 ، 254 ) . دشمناذگى : دشمنى ، نظير دشمنانگى . « وصف دوستى و دشمناذگى و بيگانگى و آشنايى خلقان و رنجيدن و پريشان شدن از حال ايشان » ( ص 187 نيز ص 53 ، 204 ، 237 ، 333 ، 238 ) . دور وصايا : يعنى حصول دور در مسائل وصيّت چنان كه در اين مسئله : اگر كسى وصيّت كرد كه حجّة الاسلام را از ثلث داراييش براى او انجام دهند و صد تومان هم بزيد بدهند بعد از فوتش معلوم شد دارايى او سيصد تومانست و هزينهء انجام فريضهء حج نيز صد تومان با اين تفاوت كه حجّة الاسلام چون واجب و به مثابهء دين
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 477 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر