پساپيش - پس و پيش .
« قدم در راه راست نه و پساپيش نگاه مكن » ( ص 171 نيز ص 196 ، 241 ) .
پشتاپشت : پشتبهپشت ( معادل برابر و دوش بدوش ) « اللّه الهام داد كه راههاى پراكنده بسيار است پشتاپشت همه راهها را نتوانى رفتن » ( ص 349 ) .
پليته : ابداليافتهء فتيله .
« آخر از خاك پليتهء كالبدت را و از آب روغن او ساختند » ص 72 نيز ص 204 ، 257 .
پوستگال - پوستگاله : پوست بىموى كه زير دنبه باشد و پوست دبر گوسفند كه سرگين از مويهاى آن آويزان شود « و ليكن اين خاشاك وسواسها و پوستگالها و چرم پارهها و تخته و بوريا پارههاى غفلت و معصيت چندانى جمع مىشود كه نزديكست تا اين آب روشن ايمان را نبينى » ( ص 74 ) .
پيشنهاد : طرح و انديشه ، مقصد و مراد .
« و اين بيخكهاى مرادها و پيشنهادها را از خود بتراش » ( ص 64 نيز ص 84 ، 87 ، 91 ، 115 ، 117 ، 170 ، 194 ، 237 ) .
پيشين : پيشتر .
« بوهم آنكه او را خواهند بريدن ازين حيات او پيشين مرده باشد » ( ص 84 نيز 257 ) .
تابخانه : گرمخانه .
« و اين گل تابخانه و كاشانه چنان نباشد كه گل ستورگاه » ( ص 70 ) .
تابهء سياه : ظرفى پهن كه ديوارهء آن كوتاهست و گوشت در آن بريان كنند « وقتى كه اللّه آن كيميا را از ايشان باز گيرد همه چون تابهء سياه بيرون آيند ( ص 24 ) .
تاريك : تاريكى ( صفت بمعنى اسم مصدر ) .
« و تاريك و وسوسه و خيال و سوداهاى فاسد و ضلالت پديد آيد » ( ص 82 نيز ص 107 ) .
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 469
مساهمون: سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد )
ص٤٦٩