تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
آنها : جمع آن و بجاى آنان مستعمل است . « آنها كه ابلهانند عزم عزايم مىكنند » ( ص 76 ) . و در مجالس سبعه ( چاپ اسلامبول ، ص 79 ) اين بيت آمده است :
آنها كه ربودهء الستند * از عهد الست باز مستند
و سنايى راست :
او بجز كارساز جانها نيست * نكند بر تو ظلم از آنها نيست
( حديقه بتصحيح آقاى مدرّس رضوى ، ص 75 ) و نظير آن لفظ « اين‌ها » است در بيت ذيل .
اى شير تو از دهانه دندان بنماى * كاينها همه در دهان شيرند ز بيم
( طبقات ناصرى چاپ كابل ، ص 431 ) . آيان : صفت از آمدن . « دست و پاى تو كه روانست و آيان است بر يكى خطرت » ص 323 . اديب‌رفتگان : جمع اديب رفته بمعنى مدرسه ديده و تعليم‌يافته . « و فصاحت و بلاغت مر اديب رفتگان را آموختن گرفت » ( ص 303 ) . از بهر : موجب و سبب و غرض . « و هيچ كارى نباشد و هيچ از بهرى نباشد و آن از بهر محبوبست » ص 103 « و از بهرهاى طلب در من ظاهر گردان » ( ص 212 ) . « همه كارهاى اللّه نه از بهرست بلكه به حكمتست » ( ص 292 ) . استوار : استوارى ( صفت بمعنى اسم مصدر ) . « و به لطافت كدام لعاب اين ابريشم را استوار داده است » ( ص 73 ) . افسوس دارندگان : جمع افسوس‌دارنده بمعنى مسخره‌كننده و مرادف مستهزئين . « و به بسيارى ملامت‌كنندگان و افسوس دارندگان ننگرند . » ( ص 222 ) . افكنده : مدفوع . « مثلا فرخج‌تر چيزى از افكندهء آدمى بتر نيست و او غذاى سگست و گاو است . . .