تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
ص 102 سطر 11 - كه نور صدر مبشر جان ص 102 سطر 11 - ( مر عاصيان را ) ندارد ص 102 سطر 12 - زمين را ص 102 سطر 14 - كه بقاى او ص 102 سطر 15 - از شهر شما ص 102 سطر 16 - و همه را هم نگذارند ص 102 سطر 17 - و اجزاى خاكيت را ص 102 سطر 21 - به همان جاى كه بيامده است ص 103 ص 103 سطر 3 - مگر تردديست او را ص 103 سطر 14 - مزهء يافته‌ايت ص 103 سطر 14 - مزهء و شهوتى ديده‌ايت ص 103 سطر 15 - بگوئيد كه يافته‌ايم ص 103 سطر 18 - تا كه جنبش تو از بهر محبوب باشد و آن جنبش تو رقص است ص 104 ص 104 سطر 6 - ( عليهم السلام ) ندارد ص 104 سطر 9 - زود بمصنوع آيى ص 104 سطر 10 - چون چشمه‌ايست ص 104 سطر 11 - سبزها و نواها و گلها ص 104 سطر 13 - مر تن را ص 104 سطر 14 - از پردهء غيب بيرون مىزند نباتها و رنگها و بيخ‌هاى نباتها سر از پردهء غيب بيرون مىزند و از عين اكنون تا دربند ص 104 سطر 15 - حالتى نباشم دست از خود بشويم و خود را بمانم ص 104 سطر 16 - كه بيفتم افتاده باشم ص 104 سطر 17 - لگام برنهى ص 104 سطر 18 - رقم وجود نهاده است ص 104 سطر 20 - آخر ترا تا وقت بلوغ جنگ و جهاد ص 104 سطر 21 - و نشانى از مزهء ص 105 ص 105 سطر 2 - تكليفى بايد كردن ص 105 سطر 2 - خير و طاعت برويد و موجود شود . اما معصيت ص 105 سطر 4 - اهل خير اندك آمدند خلاصهء ص 105 سطر 5 - باز گفتم كه نيكى و بد ص 105 سطر 7 - هنر نيكو از تو پديد آيد يعنى كه باللّه باشى و در اخلاق حميده باشى و محب اللّه باشى چنانك ص 105 سطر 9 - بر دل راه ندهى كه اگر صورت رنج بينديشى هماره پريشان باشى و اللّه اعلم ص 105 سطر 10 - قال النبى صلى اللّه عليه و سلم ص 105 سطر 11 - چنان كه دانها را ص 105 سطر 13 - من شاخ شاخ بوده‌ام ص 105 سطر 15 - شما را نزلهاى اين خاك ص 105 سطر 18 - و آفتاب گيرد ص 106 ص 106 سطر 2 - انامل رسول صلى اللّه عليه و سلم ص 106 سطر 8 - و ادراك تو بغيب پيوسته شود ص 106 سطر 10 - آخر اين سمع ص 106 سطر 11 - تا تميز كنيت ص 106 سطر 11 - با او جمع شويت ص 106 سطر 19 - سخت شده‌ايت ص 106 سطر 19 - درد يا بار ص 107 ص 107 سطر 2 - بر كندورى شعر هوا اين لقمه را به دهان خاك مىرسانند ص 107 سطر 4 - و چون چشم و ابرو و غذا مىگيرند چنانك از يك لقمه سياهى چشم ص 107 سطر 5 - درخورد خود