تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
و ميوه‌هاى آن را لطف ديگر و ببينى ص 113 سطر 8 - گلها بينى ص 113 سطر 11 - بشارتت دهند ص 113 سطر 12 - آن عالمى وجود همه چيزها ص 113 سطر 14 - قال النبى صلى اللّه عليه و سلم ص 113 سطر 15 - آرى هر كافرى ص 113 سطر 15 - فرشته هول‌تر فرستند ص 113 سطر 16 - فرشته بارحمت‌تر فرستند و عزرائيل ص 113 سطر 17 - با انبيا عليهم السلام كه بيامدى ص 113 سطر 18 - پادشاه موكلان را به گريختگان درخور ايشان فرستد انا زيّنا ص 114 ص 114 سطر 1 - تا اسرار اخلاص تو به تساويس ايشان ص 114 سطر 2 - هر خطرت تو ص 114 سطر 3 - منافقان را نيز ص 114 سطر 4 - كه در تقدير بارى آن بنام او ص 114 سطر 5 - باز اثرى ص 114 سطر 9 - آبگينه مىنمود و هيچ ص 114 سطر 10 - به كجا تعلق مىكرد ص 114 سطر 13 - و قسم از بهر آنست ص 114 سطر 19 - بيرون كرده باشد و به حساب ص 114 سطر 21 - ما از اصلى و مثالى آفريديم ص 115 ص 115 سطر 1 - هرچه همت آدمى را قصد آنست تا بدانجاى برود آن سماوات ص 115 سطر 2 - منتهاهاى هم مىرسند ص 115 سطر 3 - عبارت از موضعى است ص 115 سطر 6 - در خلق آسمان و زمين ص 115 سطر 7 - برين شكل چو خانه ص 115 سطر 8 - هم اسم مخلوقى بيرون نمىآيد ص 115 سطر 10 - اين همه را چرا جمع مىكنى ص 115 سطر 11 - نظاره مىكنيت بارى تنها باشيت تا رسوائى يكديگر را نبينيت ص 115 سطر 12 - يكديگر را نچشيد ص 115 سطر 14 - گويد ببستيد ص 115 سطر 14 - جاى افسوس باشد ص 115 سطر 15 - از من شنوديت مىانديشيت كه اين قوم را از بهر چه جمع مىكنم ص 115 سطر 16 - آن ابله باشيت ص 115 سطر 16 - بر خود جمع مىكنيت ص 115 سطر 22 - و باغ و بستانها ديديت ص 116 ص 116 سطر 3 - چون اين هنگام ص 116 سطر 3 - و برى ندهد از عبادت و خضوع چون وقت سپيد كاخ ص 116 سطر 6 - به دلم مىآمد ص 116 سطر 8 - لاجرم آن گستاخىها ص 116 سطر 10 - گفتم كه اين دنيا ص 116 سطر 13 - يعنى از هر نباتى ص 116 سطر 14 - اكنون شما شاد مشويد ص 116 سطر 15 - اين آيت را مىخواندند ص 116 سطر 16 - شما مسافريت و خود را مقيمان مىداريت ص 116 سطر 17 - نه ازين صحتتان ص 117 ص 117 سطر 4 - چه عجب باشد تو مگوى ص 117 سطر 5 - سرخ گردانيم ص 117 سطر 6 - اگر از خاك سياه‌رويى چه عجب هر كارى كه ص 117 سطر 9 - خواه گو رنج باش و خواه آسايش چندين كسى را