تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
ص 117 سطر 16 - هر كسى را در كوى جود قرار بايد گرفتن و در كوى اعدا ص 117 سطر 17 - با آتش سازد ص 117 سطر 17 - سر بمنظر مگشاى ص 118 ص 118 سطر 1 - تا پرخاك نشود ص 118 سطر 2 - پيوسته باشى ص 118 سطر 6 - گفتم چو غنودن ص 118 سطر 7 - و جمادى و نامى ص 118 سطر 12 - گفتم كه اين خاك كه در ميان شيشهء فلك است ص 118 سطر 20 - و با صورت تيره سيرت نور دارد و با پوسيدگى تربيت دارد ص 118 سطر 21 - اين‌چنين آمد تا لاجرم ص 119 ص 119 سطر 1 - و معنى آتش غالب بر آب آمد ص 119 سطر 5 - پس جنگ تو آن‌وقت باشد ص 119 سطر 8 - نيفزايد و اگر تو خود را خوش‌آمدهء مايى خود را ص 119 سطر 10 - شستى كه نه از بهر خلقان باشد ص 119 سطر 11 - خاص از بهر تعظيم فرمان رحمان ص 119 سطر 13 - عجب است كه تو روى بر خاك مىنهى از بهر ص 119 سطر 16 - از ميان خاشاك و سبزه چنان ص 119 سطر 19 - همچون من كسى ص 119 سطر 20 - و از من همه نمايش است ( نمودن ندارد ) ص 120 ص 120 سطر 6 - بيرون مىآيند ص 120 سطر 7 - چو اين‌چنين رهزنان ص 120 سطر 10 - مىروند باحتمال و به سفرهاى با خطر مىروند باحتمال و تحمل مىكنند ص 120 سطر 13 - و ازين بهتر برون آرند ص 120 سطر 14 - اى آدمى همه زيركيها ( گفتم ندارد ) ص 120 سطر 18 - روح كلمه حقيه آدميت را بر مىگيرد ص 120 سطر 20 - و خاك را پناه مىسازى ص 120 سطر 23 - در هوا كردن و خاك را ص 121 ص 121 سطر 1 - از وى ناچيز مىتوانيم كردن و او را حيوان يا عرصه ص 121 سطر 10 - عدم نكند پس متصور ص 121 سطر 11 - ( و صيرورة الانسان شيئا آخر ندارد ) ص 121 سطر 15 - تشبيه و تصور دارد ص 121 سطر 17 - حقيقت مردم همين سخن ص 121 سطر 18 - و شكوفه كه مىشكفد ص 122 ص 122 سطر 1 - و چيزى نجنبد و زنده نباشد ص 122 سطر 9 - بر سر آن بود تا آن آب را ص 122 سطر 10 - شكارداران قضا ص 122 سطر 11 - تو آنجا هيچ مشار اليه ص 122 سطر 12 - و حرير خضر را از بر و بنا گوش ص 122 سطر 14 - ما او را جوان‌تر و تازهء نوعروس ص 122 سطر 16 - اكنون هر فايده ص 122 سطر 20 - به خدمتكارى باادب