تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
ص 90 سطر 5 - و در اندرون ص 90 سطر 7 - مشاهده مىكنند يكديگر را ص 90 سطر 11 - و بكدام عبارت خوانند از دور آدم ص 90 سطر 13 - مؤيد كرده و بر حسب تفاوت احوال خلقان ايشان را ص 90 سطر 17 - نيكو مىگرداند ص 90 سطر 20 - و در نماز و در همه طاعات ص 90 سطر 20 - اللّه و ملايكه ص 91 ص 91 سطر 1 - تخمهاى جهان از بهشت ص 91 سطر 2 - كجا مىكارى در هواى ص 91 سطر 4 - همچنان بردارى ص 91 سطر 5 - كه بار نيارد ص 91 سطر 8 - و اجزاى من پندارد و هر جزوى كه از اجزاى جهان پندارد ص 91 سطر 11 - و آنك مىگويند تو اجزاى ص 91 سطر 13 - كه هر جزوى ترا ص 91 سطر 15 - ميل به خدمتست ص 91 سطر 16 - آنست كه اى اجزا ص 91 سطر 18 - اكنون چو سبحانك ص 91 سطر 19 - روى شكرستانى ص 91 سطر 20 - ثابت كنم و اگر عجايب كهسار بينم بىمثل پاكى اللّه را در خور آن ثابت كنم حاصل از تعجب آن حالت عجب مىخيزد ص 92 ص 92 سطر 2 - قال النبى صلى اللّه عليه و سلم ص 92 سطر 3 - تنه آن درخت او استوار باشد ص 92 سطر 5 - زود بسر شاخ بردود ص 92 سطر 6 - مر يكديگر را خدمت كنند و حيله‌گريها كنند ايشان را ص 92 سطر 9 - چند نوع حيات داده است اللّه ص 92 سطر 11 - و محدثات و قوت مىدهد سراير را و صور حيات ادراكات خوش ص 92 سطر 13 - و صور حيات و سبزها و عشقها ص 92 سطر 14 - و حور و بهشت در هر نوعى ازينها نظر كنم ص 92 سطر 15 - قبول آن حياتها تصور مىكنم ص 92 سطر 17 - عمر را بدان مىگذار ص 93 ص 93 سطر 1 - و اللّه مىداند كه كجاست آن رمهء اجزا را ص 93 سطر 3 - چرا مىخندى ص 93 سطر 9 - و بر سر شما فروآيد چه جاى خنده است ص 93 سطر 10 - كه دار سلامت است آنگاه هر چند خواهى مىخند ص 93 سطر 11 - كدام رويى ص 93 سطر 14 - اما از خداونده نجهد ص 93 سطر 15 - بيش نيست الدنيا ساعة ص 93 سطر 16 - كم از ساعتى است ص 93 سطر 18 - و هر چيزى را سبب آن ساخته‌اند بسبب هواى هر كسى زير و زبر نكنند ص 93 سطر 20 - چون تو بخورى آن را ص 93 سطر 20 - اجزاى تو مفرق باشد ص 94 ص 94 سطر 1 - اگر چه آن ز هر يكريزه است ص 94 سطر 4 - كسى كه با اين‌چنين حضرتى ص 94 سطر 5 - اين‌چنين كسى ص 94 سطر 6 - پيش او باادب مىباشى ص 94 سطر 8 - كه هيچ شكوهى نمىدارى از وى ص 94 سطر 16 - هيچ ازينها را نديدهء ص 94 سطر 16 - كه عاجزان آن كار را نتوانند كردن
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 449 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر