تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
ص 86 سطر 2 - آن عشق و آن جمال را كه مىبينيد و او بر خود مىپيچد ص 86 سطر 4 - وزان شود ص 86 سطر 10 - اهل بهشت از اعضاى من اللّه بيرون مىآورد ص 86 سطر 11 - چون پريشان و منبسطم ص 86 سطر 13 - جمع كنم و ببينم ص 86 سطر 14 - با اين درخت و نهال گروش پيوندانم ص 86 سطر 16 - و بدان درخت گروش پيوندد ص 86 سطر 21 - و بر چه كار مىباشيد كه چون خاكستر باشيت ص 87 ص 87 سطر 1 - چون گل تيره باشيت ص 87 سطر 1 - فرومىرويد نشنيديت ص 87 سطر 3 - كدام روش و از كدام كوى پرسيم ص 87 سطر 5 - متواضع باشيت ص 87 سطر 6 - گوئيت و شما را فضل دهيم فضل خود را مبينيت ص 87 سطر 7 - من خود همچون راكعانم ص 87 سطر 7 - و اللّه اعلم ندارد و فصل جداگانه نيست ص 87 سطر 8 - در وقت ذكر اللّه كه غفرانك و سبحانك مىگفتم دلم بكر درى و خان و نظام الملك رفت ص 87 سطر 9 - دل ترا با من يقين استى چرا جايى ديگر رودى ص 87 سطر 10 - همه اميد و حاجت به من نداردى و چرا ملك و هرچه مىطلبد از من نطلبدى ص 87 سطر 12 - و چشم و سمع ظاهر ص 87 سطر 14 - اين همه معقوليهاى تو و نظر بدين وجوه مغايبه است نه مخاطبه ص 87 سطر 17 - ايشان را خودى خود نى و همه تويى ص 87 سطر 21 - همچنان افتاده باشيت ص 88 ص 88 سطر 4 - از تنم روزى چند ص 88 سطر 6 - و ملل مختلفه ص 88 سطر 8 - و هر كسى را انديشه‌ايست دور و دراز يك دروازهء آن ذهنست ص 88 سطر 11 - و تو بدانى كه از مشرق است ص 88 سطر 13 - اكنون چه از ص 88 سطر 16 - مىبايد كردن اگر از آن راه ص 88 سطر 18 - گفتم كوه جماد را ص 88 سطر 19 - مطوق و معلق زن شد چو آن سنگ ص 88 سطر 22 - هيچ كسى نيست ص 89 ص 89 سطر 4 - در حال زود بشكفند ص 89 سطر 8 - چون چوژگان ص 89 سطر 10 - كه چنين فرمان‌بردارند و تغيير و تبديل ص 89 سطر 11 - عمارت و ويرانى گوئى ص 89 سطر 12 - مست مىشوند ص 89 سطر 14 - قال النبى صلى اللّه عليه و سلم يعنى اى مؤمن هم بدان ص 89 سطر 15 - بدان‌قدر كه از اسباب و اكساب حلال حاصل شود . ص 89 سطر 16 - بگشايد به از آن ص 89 سطر 17 - بدان كه آن دركه باشد اگر آن مرغ ص 89 سطر 18 - و خور چند را ترك گويد . ص 90 ص 90 سطر 20 - كه هم مغتسل باشد