تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
ص 72 سطر 17 - چه نبات كه مىروياند ص 72 سطر 18 - پناه مىگيريم ص 73 ص 73 سطر 2 - استوارى داده است و چندين ص 73 سطر 4 - و آراميده‌تر است ص 73 سطر 6 - اين ولايت خراب مىبود ص 73 سطر 14 - چو احوال او مىبينيد همىگويد ص 73 سطر 19 - اين‌چنين شخصى برانگيزاند ص 73 سطر 20 - ممكن است بردن ص 73 سطر 21 - خاك اللّه را داند و آب اللّه را داند و مار اللّه را داند و ديو و پرى اللّه را داند و به نزد هر كس كه نام اللّه را ببرى ص 74 ص 74 سطر 2 - كژ را از راست بداند و چون كژ را بداند به راستى بازرود ص 74 سطر 4 - به شك نمىتوانى بودن چندين ملل ص 74 سطر 5 - بدان بشناسند ص 74 سطر 5 - اين را چگونه است كه استوار نمىدارى ص 74 سطر 6 - اين تجديد عهد ايمان باشد ص 74 سطر 6 - بس بزرگ آبست و روشن آبست ص 74 سطر 7 - اين خاشاك وسواسها ص 74 سطر 8 - چندانى جمع مىشود ، نزديك است ص 74 سطر 9 - و ايمان در تو آب ناب است كه مىرود ص 74 سطر 9 - تا در آن جهان چه آبادانيها كند ص 74 سطر 13 - و چهرهء ايمان را روشن مىبينى ص 74 سطر 21 - به راست توان دانستن ص 74 سطر 21 - چون اين جهان باطل ظاهر است اين تجمل او و شخص وى بر آماسيده و ظاهر است و هر تنى منقسم است و هر كالبد . . ص 75 ص 75 سطر 1 - عقل و روحش در كاهش آيد و او از بهيمهء غافل بتر شود ص 75 سطر 3 - تمنى برد ز حال بهايم كه ص 75 سطر 4 - و عالم غيب عين شود ص 75 سطر 5 - تا آن جمالها بينى و آن كمال‌ها بينى ص 75 سطر 8 - لاجرم صورش آكنده ص 75 سطر 11 - چون مؤمنيت ص 75 سطر 12 - مشغول باشيت تا كفارات جنايات خود كنيت ص 75 سطر 13 - بر شما نفرستند ص 75 سطر 13 - گرفتار نشويت ص 75 سطر 14 - از آنكه فرزند عزيز را ص 75 سطر 15 - آن بچهء بيگانه را رها كنند تا همچنان كرمك مىباشد در آن گندگى كفر ص 75 سطر 17 - يكى گفت كه دل ص 75 سطر 20 - هرچه ترا آلت كردن آن نداده‌ايم آن را ما كنيم تو دور باش از آن و هرچه ترا آلت آن داديم و اختيار آن داديم كردن آن را بر تو افكنديم كه اگر كردن ص 76 ص 76 سطر 2 - آن را ما بىتو مىآريم ص 76 سطر 8 - درد آن زهر او را ببنيد ص 76 سطر 11 - او از عصيان و تباهى ص 76 سطر 17 - در نگاهداشت احوال خود ص 76 سطر 20 - انبيا را عليهم السلام ص 77 ص 77 سطر 12 - كه رها نمىكند كه تا بيرون آيى ص 77 سطر 13 - و اين شكال ص 77 سطر 15 - خود را درآكنده‌ايد ص 77 سطر 17 - در زنگار عصيان