ص 67 سطر 11 - فانظر الى الملك القديم الزينة الازلى و الجمال
ص 67 سطر 13 - تابعة لصفة الشيوخية
ص 67 سطر 14 - فانظر الى الشيوخ
ص 67 سطر 15 - و طهارة الصدر
ص 67 سطر 16 - من صفات الصالحين المغلوب بصفات اللّه
ص 67 سطر 18 - به گفتار و لا إله غيرك
ص 67 سطر 18 - خوشيهاى هر دو جهانى
ص 68 ص 68 سطر 5 - و عشق آمد پس اللّه
ص 68 سطر 5 - و ديگر با همه صور است بس بلافايده
ص 68 سطر 8 - پنجاه فرسنگ راه
ص 68 سطر 9 - و اوليا را شكر چگونه
ص 68 سطر 10 - و در هر جزوى
ص 68 سطر 12 - و اگر در هر جزوى از اجزاى
ص 68 سطر 12 - من چگونه پى برم اينها را
ص 68 سطر 14 - مرا اين نشانى ندادهاى مرا
ص 68 سطر 20 - چرا حصار ماندى
ص 69 ص 69 سطر 1 - سؤال كرد كه دين با دنيا
ص 69 سطر 4 - بتكبير برآوردم
ص 69 سطر 9 - كه در كار مهان چنان چست
ص 69 سطر 12 - نغرى ترا هيچ نمىدانم از همه نغزيهاى جهان مرا مصور مىشود
ص 69 سطر 15 - و مرا خيال و صفت عدم
ص 69 سطر 19 - باز نظر كنم كه اللّه را
ص 69 سطر 20 - بدان صفت نكنم در هرچه مرا
ص 70 ص 70 سطر 2 - و از آن مجاورتست كه چنان حياة مىگيرند و چنان لطافت مىگيرند
ص 70 سطر 5 - و از آن چوژگان
ص 70 سطر 8 - برخيزيد و در كارى ديگر
ص 70 سطر 8 - لاجرم چوژگان بيرون . .
ص 70 سطر 11 - و بيدارى بوقت بيدارى
ص 70 سطر 12 - لاجرم مزه نمىيابى
ص 70 سطر 14 - آنگاه درخور هر خانهء
ص 70 سطر 18 - تا ببيند چه رونق مىگيريد
ص 70 سطر 18 - پس گل حيوانات دگر جاى ديگر را و گل شما جاى ديگر را شايد
ص 70 سطر 20 - تا چگونه مىباشيت
ص 70 سطر 22 - چند مرغ حس را
ص 71 ص 71 سطر 1 - و به اين منزل رنگبهرنگ
ص 71 سطر 2 - تا اينجا رسيدن
ص 71 سطر 4 - و برين جاى فرورفتى و به ايشان
ص 71 سطر 5 - تو از جايى صيدشان نكردهء
ص 71 سطر 7 - هر بارى كه شاخ تنت
ص 71 سطر 7 - گفتيى كه آه
ص 71 سطر 10 - به نزد تو مىآرند
ص 71 سطر 12 - اگر چه يك زمانست خوشست تو چند روزى خويشتن را مشغول
ص 71 سطر 13 - زمين شوره مانى
ص 71 سطر 14 - چو آب از تو فرورود ببينى
ص 71 سطر 16 - و آتش شهوت
ص 71 سطر 16 - چون كف بر سر آمد
ص 71 سطر 20 - بار سنگى دارد و در منزلى
ص 71 سطر 22 - ببين چگونه در رنج
ص 72 ص 72 سطر 4 - و پژمرده و بىقوت مىشوند
ص 72 سطر 6 - درون تاريكى بود تا بدانى
ص 72 سطر 9 - ندانى كه اين مرغان بفرمان
ص 72 سطر 9 - تا ترا از آن عالم خور راحت هم او بدهد
ص 72 سطر 15 - ( يك ساعت مخلص مىروباند ) ندارد
ص 72 سطر 16 - تا اين خاك عدم
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 444
مساهمون: سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد )
ص٤٤٤