تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
ص 52 سطر 10 - ( نقره ) ندارد ص 52 سطر 11 - و از بهر اين معنى است ص 52 سطر 11 - نوم العالم خير من عبادة الجاهل ص 52 سطر 13 - سينها درآيد ص 52 سطر 14 - به پاكى و باطهارت ص 52 سطر 17 - گندم كوهى ص 52 سطر 18 - سنبل طاعت و خير ص 52 سطر 18 - اگر ناپاك خفتى و تخم انفاس سستى به دستت آيد ص 52 سطر 21 - اى آدمى جهد كن ص 52 سطر 22 - پليتهء كالبدت و از آب روغن او ص 53 ص 53 سطر 1 - و اندكى از نور عليين ص 53 سطر 6 - بيرون آريم اجل مؤمن را تاريك نمايد و ليكن قوت او از وى بيرون آريم از تل مشك . . . ص 53 سطر 8 - و سپيديش نرگس را ماند ص 53 سطر 11 - و سپيدى را ص 53 سطر 11 - نخست پردهء شب را فروگذاريم آنگاه راحت بخلق رسانيم چنان كه پردهء غيب را فروگذاريم و راحت را در عالم ص 53 سطر 17 - حافظ بلادند كجا شدند و سلاطين ص 53 سطر 19 - و جهانبانى ماند ما را ص 53 سطر 21 - مىگويند كه للّه الواحد ص 53 سطر 21 - لطيف را پيش مىفرستد ص 54 ص 54 سطر 2 - و همه را زنده گرداند ص 54 سطر 6 - و هيچ نقل و نجاست تا در ايشان ص 54 سطر 6 - مردگان را بادى باشد و موكلان فرشتگان باشد كه بسبب آن ص 54 سطر 8 - فرشتگان دگر ص 54 سطر 9 - ( يوسف عليه السلام الخ ) تا آخر فصل ندارد ص 54 سطر 13 - قال النبى صلى اللّه عليه و سلم ص 54 سطر 17 - مىطلبى ( اگر از بهر آن مىطلبى ) ندارد ص 54 سطر 19 - آخر كدام صحبت بفرمان تو آمد و بفرمان تو رفت و كدام باد راست بفرمان تو آمد و بفرمان تو رفت و كدام فرزند . . . ص 55 ص 55 سطر 2 - تا نكو دارى ص 55 سطر 4 - بنگر كه درين ص 55 سطر 5 - و اگر خيانت مىكنى ديگر مطلب ( اكنون حاصل اينست ) ندارد ص 55 سطر 10 - ديوى چون مناره نمايد ص 55 سطر 13 - هيچ زنده نمانده است ص 55 سطر 17 - و دور تو نيز تيز گذرد ص 55 سطر 19 - اگر فرصتى يا بى ص 56 ص 56 سطر 1 - بهر كجا روند ص 56 سطر 4 - نحل جانت كه سبل ص 56 سطر 5 - تربيت مىكند ص 56 سطر 9 - فيه الحاضر و البادى الذى ياتيه ص 56 سطر 13 - نامزد سياست و عقوبت است ص 57 ص 57 سطر 2 - در گور قرين شود ص 57 سطر 3 - در عرصات زنجير شود ص 57 سطر 5 - جمع شوند ص 57 سطر 6 - چنانك با آدم ص 57 سطر 11 - بىمراد مانده و از پايگاه ص 57 سطر 13 - و اين دو حالت ص 57 سطر 15 - هرگاه بدان درگاه رفتى نامزد عقوبت گشتى و هرگاه بدين درگاه باشى مستوجب و نامزد خلعت باشد ترا
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 441 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر