فالكلمات عبارة عنها و منه اعوذ بكلمات اللّه التامات اى بعلم اللّه مدادا اى مددا و ما يكتب به الكلمات جوا بالقول اليهود حين نزل
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
« 1 » قالت اليهود و نحن قد اوتينا التوراة فكيف يكون قليلا . آرى مگر همه روز خاطرها پراكنده كردهايد كه قدرى چنان مىگويد و جبرى چنين مىگويد ، رافضى چنين مىسگالد و كرّامى حجت مىگويد آن بتپرست و آن آتشپرست و اباحتيان چنان خوش باشند در چونوچرا كه آن چگونه است و اين چگونه آن مذهب شافعى و اين مذهب حنفى آن همه را مىگويى كه چگونه است خود را نمىگويى كه چگونه است ، ترا از تو خواهند پرسيدن و از كسى ديگر نى ، تو آن عجايبها را چه دانى از راه تو روشنتر راهى نيست راه انبيا عليهم السّلام شاه راهيست كه از مشرق و مغرب ديوان اهوا و بدع و ملل و كفرها همه چون ديو برمىروژند و ليكن زهرهشان نى تا قدم در راه نهند و دزدى كنند همچنانك ديوان سليمان عليه السلام آدميان را مىديدند و از غصّه برمىجوشيدند و سامان نى كه با آدميان جنگ كنند همچنان ديوان از بيابانها تاختن مىآرند در سينه و دل و تا زبان و ليكن زهرهشان نيست كه از زبان برون دوند به بيان و كفر خود را ترجيح كنند بر بيان اسلام ؛ عصاى موسى درين راه بر سرشان مىزند سنگ مسبّحه بر رويشان مىزند تو از كاهلى كه هستى در آن راه مىخواهى تا خود را فروافكنى به حكم هوا و شهوت ، منزل تونيان و دزدان مبتدع و اباحتى مىطلبى تا خود را در آنجا مىافكنى يا تأويل آيت در حق شما آن است كه عمل خود را موقوف مىدارى بر آموختن علم بسيار كه عجايب اللّه را به نهايت برسى همچنانك اللّه در هر دارويى خاصيتى نهاده است و كسى نداند كه چه چيزها را شايد و در كدام بازار مىفروشند و قدر و قيمت و اثر او ظاهر نشود تا آنگاه كه او را در عمل و تجربه نهآرند و در محلها كار نبندند هر حقيقتى را منزليست در ازل مقدّر شده امّا كسى نداند كه چگونه است تا در عمل نهآيد عمل صالح و يا عمل طالح . ( و اللّه اعلم ) .
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 17 آيهء 85 .