تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
چنانك هنرهاى خود را نه‌بيند و نظر به خود نكند از خوشى و ناخوشى و زينت و آلايش و آرايش خود را به چشم اندر نه‌آرد خواه تنها و خواه در ميان مردمان اما اگر مزهء هنر خود چشد عيبى نباشد اگر به ظاهر رنج بسيار دارى چون خارپشت به خوشى خود مشغول شو چنانك ترا از خار خود به ياد نيايد كم از خارپشت مباش كه از خوشى خود تن خود را چون حرير داند چون در بهشت روى حسد و غيره نماند از آنك آن همه خارست در اندرون خارها در پاى آنگاه باشد كه در خارستان دنيا باشى چون به گلستان و سه برگها « 1 » رفتى خار چه كند آنجا
إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ
« 2 » حاصل با هركه آسيب مىزنى رنگ آن‌كس برمىگيرى در كوه مىنگرى ترنجيدگى او در تو پديد مىآيد و در سبزه و بادى نگرى و مىانديشى لطافت در تو پديد مىآيد چنانك نزد آهنگر بوى ناخوش در دماغ شود و به نزد عطّار بوى خوش هيچ‌چيزى نيست كه سنگ مقناطيس نيست همچنانك دم اژدرها به خود كشد هر كسى و هر جزوى ترا به خود مىكشد هيچ خوش‌تر از حالت انبيا عليهم السلام نبوده است در قرآن مىنگر تا در ايشان نگريسته باشى و در عالم ايشان رفته باشى و امّى باشى
فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
« 3 » قرآن و روش انبياء عليهم السّلام همه تبرّى است از طب و نجوم و فضل و هنر كه همه صنع باللّه اضافت كرده‌اند يعنى ما هيچ از اين ندانيم جز اللّه و ما امّىايم از اين انواع علوم چون قرآن مىخوانى اين همه تبرّى آن علوم ديگر معلوم مىشود و اللّه اعلم بالصواب و اليه المرجع و المآب . * * * تمّ المجلّد الثالث من كتاب معارف العوارف و بتمامه تمّ المعارف يقول الفقير الضّعيف و الحقير النّحيف علائى بن محبى الشيرازى الشريف انّى جمعت هذه المعارف بعد ان كانت متفرّقه فى اطراف البلاد و عند اشراف العباد و كان المشتهر عند المولوية من هذه المعارف سفر الاول الذى يقرأ عند مرقد مصنّفه و مؤلّفه و المجلّد الثّانى و الثّالث منها لم تكن
هامش
( 1 ) - ظ : سربرگها . ( 2 ) قرآن كريم سورهء 15 ، آيهء 47 . ( 3 ) سورهء 89 ، آيهء 29 و 30 .
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 429 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر