تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
و نظر حلال از بهر شبهه و حرام ترك مىكن چنان كه صدّيق اكبر رضى اللّه عنه مىفرمايد كه كنّا ندع سبعين بابا من الحلال مخافة ان نقع في باب من الشّبهة و الحرام و چنانك نحل عسل نهد تو عمل صالح نه و آن اقامت صلاة و انفاق سرّا و علانية است بىآنك تكلف در ميان آيد ليوفيّهم اجورهم با آنك اين همه نعمت حالى داده است آن را از حساب نمىدارد تا بدانى كه آنچه دولتست كه اين به حساب آن هيچ جاى بر نمىآيد تا خوانى پيش تو ننهاد نگفت كه استخوانى پيش سگى انداز تا قامتت نداد قبايى از تو نخواست تا آنجا كه تصور تو باشد اجر تو باشد و يزيدهم من فضله آنچه در تصور نه‌آيد كه
لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ
« 1 » اين همه عطا از بهر آنست كه انّه غفور شكور بوقت بيگانگى همه سرّهاى بد ترا نهان داشته و سخاوت و لطف و خدمت ترا آشكار كرده و خون و عيب و عوار ترا در اندرون بازداشته و صورت ترا بدين خوبى آراسته شكور پارهء علف به ستورى مىدهى چندين فايده و شير و پنير بازمىدهد و چند دانه به كف خاك مىاندازى چندين عدد بازمىدهد و سرگين را به زمين مىدهى چندين قوت و نيرو به تو بازمىدهد ما دوستداران خود را عيبها نپوشانيم و خدمتهاى ايشان را جزاى موفور ندهيم دانها را بوادى غير ذى زرع ساكن مىگردانيم و غذاهاى او را از مشرق و مغرب بوى رسانيم كه
يُجْبى إِلَيْهِ ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ
« 2 » غذاهاى روحانى و جسمانى را به تو نرسانيم ( و اللّه اعلم ) .

فصل 268

صلوات مىگفتم رسول را عليه السّلام گفتم چون رسول غيب‌دان نيست از سرّ دلم و از زبانم چه آگهى دارد باز گفتم چو اللّه را تعلّقيست به همه مصنوعات و همه مصنوعات باللّه متعلق‌اند پس اللّه ثنا و صلوات ترا بر رسول عليه السّلام و جملهء انبيا و ملائكه و گذشتگان و دوستان تو برساند هرچه با اللّه گفتى با همه گفتى هرچه اللّه دانست همه دانستند ، عالمه گوهر خاتون پرسيد كه كم‌سخنى چگونه باشد گفتم
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء 10 ، آيهء 26 . ( 2 ) سورهء 28 ، آيهء 57 .