تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧

فصل 267

إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ
« 1 » هر كسى مىرويد و چيزى مىخوريد درين چهار ديوار كالبد آخريان بسته‌ايد و علف پيش افكنده‌ايد تا مىخورند و فربه مىشوند و آن ميش و برهء حواس است چشم از مصوّرات مىنوشد و گوش از مسموعات و عقل از معقولات و يا زنبوران نحل را مانند كه از براى مزه‌هاى خود در سبل رب خود ذلل مىروند از سبزها و بويهاى خوش مىنوشند و يا مرغان جوارح را مانند كه شكره‌داران قضا در مصيد گشاده مىكنند تا شكارها كنند سگ و يوز و شاهين و باز و چرخ ، نان سفره‌ايست كه اشلغيان سراى جهان بفرمان خداوند ابروباد و آتش و وسايل ديگر را پيش تو افكنند درين سفرهء نان آشهاى مختلف است يكى را زيان و يكى را سود و يكى را قوت طاعت و يكى را شوكت معصيت كم از گاو مباش علفى خورد كه سود دارد نه علفى كه سبب ممات باشد و حيات اين جهانى چو رنج است و ممات نسبت بحيات دار الحيوان
خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ
« 2 » اكنون تو ازين سفره آشى خور كه حيات آرد آب شيشهء بغدادى است كه درو شربت سيرابى ساقيان قضا و قدر به تو مىرسانند از هر غذايى كه حيوان بخورد درخورد آن شخص وى برويد بر حسب اختلاف غذا اختلاف صور آمد زنبور لقمهاى گل برمىگيرد و بلعاب خود خانهء خود برمىآرد روح تو لقمها مىگيرد و تن ترا تربيت مىكند نان چه درخور دست عقل و حيات را بوريا پيوند هوا را نشايد تن پيوند عقل و دانش را چگونه شايد ان الّذين يتلون متابعت نسخت قرآن كنيد همچون زنبور كه سازوار كدام است و ناسازوار كدام جهت تغذيهء عناصر اربعه اكنون چون نسخهء غذاها و داروها و بستانها و سبزها به تو داديم تلاوت كن ازين سبزها و از پاك پاك طلب مىكن
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 35 ، آيهء 30 . ( 2 ) سورهء 67 ، آيهء 2 .
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 427 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر