تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
خوردن كارى نباشد ديگرها همه كار خداوند باشد
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ
« 1 » گفتم با شما چه گويم از آثار الوهيّت خداوند چون راست نمىشويد عظمت خداى را شناختن آن باشد كه راست شويد و فرمانهاى او را بجاى آوريد و خشب مسنده مباشيد و چون پشت بدان خصلت بد كه بازگذاشته‌ايد البتّه برنداريد آب موعظت مر چوب خشك را سود ندارد پس اى مؤمن نوميد مشو و بيخ اعتقاد را بجهد طاعت تازه كن كه اللّه دانهء خشك را بكسب تو تازه و زنده مىگرداند در الوهيّتش چه خلل ديدى آسمان رفيع نديدهء و در زير پاى بساط گسترده نيافتهء در جهان چه يافتهء كه نام غلامى ندارد اى ستاره‌پرست ستاره را كسى ببايد كه برافروزد اى فلكى چرخ را سازندهء ببايد اى طبيعى سرشت را سرشتندهء ببايد و مايه را خميركننده‌اى ببايد ، در آواز خود نظر مىكردم نيازى و اخلاصى پديد مىآمد و بهر لحنى كه مىگردانم مزهء ديگر پديد مىآيد بدل آمد كه چندين حالت خوش و ناخوش كه در اين آواز و پرده‌ها نهاده است و چون آواز را بازكاوى هيچ نه ، معلوم شد كه بهشت و دوزخ اللّه در عدم است و جاى او را چگونگى نيست و به جايش حاجت نيست چنانك مساس پوستى با پوست آدمى مىرسد حالتها و مزه‌هاى گوناگون پديد مىآيد هرچند كه مساس اين پوست لايق مزها نيست و ليكن گويى كه مساس اين محسوسات كليد خزاين خوشيهاست كه در عالم غيب مكانى دارد شاگردان من چون شمس امير داد و ديگر پارسىخوانان بسبب گفتار من رسول را عليه السلام بخواب مىبينند و من نمىبينم از آنك ايشان به اعتقاد پاكيزه و اخلاص آن سخنان راست مرا اعتقاد مىكنند و اللّه سعادتها را بر اخلاص بنا كرده است و وقت غم خوش‌تر از وقت شادى است از آنك غم روح را باللّه مىرساند و متضرّع وى مىباشد و پروبال خود را برمىكند و خيمهء هوا و مراد را فرومىگشايد تا منزل باللّه سازد و هماره با اللّه باشد و راضى باشد به احكام وى در وقت مراد روح هرچه ستده باشد از اللّه بر سر ديگران مىپاشد حاصل روح در وقت غم بهره از اللّه مىگيرد و در وقت شادى و خوشى خرج مىكند آخر دخل روح بهتر از خرج باشد ( و اللّه اعلم ) .
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 32 ، آيهء 5 .