فصل 260
فقيه ابو بكر اين آيت را بخواند كه
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ
« 2 » گفتم اتّقوا عقوبة اللّه كه علم از بهر ريا مياموز و از بهر مبارات مياموز هر خصلتى كه در ايشان مىبينى از عيوب ايشان را از آن برحذر مىدار آدمى را هرچند دخل بيشتر بدست مىآيد حاجت و درويشى او بيش مىشود چنانك پارهء نان در جوى و يا در حوضى اندازى ماهيكان ببينى دهانهء حاجت باز كرده و چون هيچ نيندازى هيچ دهان نهبينى كه باز كرده باشند و هرچند بيش اندازى روز ديگر بيش بينى كه جمع آمده باشند . پس [ راست ] توانگرى اين جهان باژگونه است از آنك اين جهان هندوست و آن جهان ترك است الدّنيا و الآخرة ضرّتان آدمى هرچند بيابد به نيّت خويش بيابد نه از كسى ديگر ، دليل برين آنك اگر كسى به نيّت بد به نزد پيغامبرى رود او را بهرهء از وى نباشد و اگر كسى كه به نزد مغى رود و نداند كه او مغ است نيكو با بهره شود پس معلوم شد كه مردم هرچه گيرند از خود گيرند و اگر « 1 » رنج يابند از خود يابند حقيقت قرآن ازاينرويست كه هرچند معانى قرآن را بكاويم نغزتر بيرون آيد و راستتر بيرون آيد و حكايت مفلسفان نغز نمايد چون پايان كار بازكاوى چيزى نباشد و مفلسفى قرآن را بر وجه طبع خود تأويل كند ، از مرد دين معانى قرآن بايد پرسيدن چنانك زر يكيست و ليكن هر كسى بر وفق طبع خود خرج كند يكى در كوى خرابات و يكى در ساختن پل و رباط ، نور الدّين سؤال كرد كه تا كسى متكبّر نباشد كبر كسى نداند پس انبيا عليهم السلام نهى كردهاند از كبر و حسد و از بغض و غير وى از خصال ناپسنديده پس تا اين خصال در ايشان نبوده باشد ايشان چگونه دانند اين خصال را ؛ جواب گفتم كه اللّه الهام داد كه ايشان هماره در اعلى عليّين باشند و به حضرت من باشند و لطيف و نورانى باشند و در ايشان خصلتهاى ظريف و شريف روشن و روشنكننده باشد امّا بسبب اقتضاى بشريت و تعلّق بدين عالم شهادت از حال كمال اندكى بگردند و ميلشان بسوى نشيب افتد و اندكى تفاوت در حال ايشان پديد آيد بدين قدر تفاوت همه خصال
هامش
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 33 ، آيهء 1 .
( 1 ) - ن : آنچه .