نظر كند چنان كه قرآن اشاره كرده است كه
قُلْ لَنْ يُصِيبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا
« 1 » و در آن موضع اضافت به خود كن كه قرآن به تو اضافت كرده است از چنين منظر سعادت بنده حاصل آيد
إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً
« 2 » اى آدمى بچه ترا گواه فرستادم ( مر ) قدرت خود را يعنى تو حاضرى قدرت ما را مىبينى در خود از هست كردن تو و تربيت كردن تو و تغيير و تبديل تو از شاهى و غم و درد ، اگر از حال ديگران خبر ندارى ديگران را بر خود قياس كن كه همچنين كه تو مسخّر مايى همه چيز مسخّر مااند ناظر ما باش و احوالى كه ما با تو دهيم ناظر باش و مبشّرا خود را مژده ده وقتى كه ترا راحت دهيم كه خداوند را چون و چرا حاجت نيست در خوشى دادن و خداوند من ملى است به عطا دادن چون بىسابقهء خدمتى اين داد اگر شكر گويم ضايع نباشد و در وقت رنج نذير باش كه چون بىسابقهء اين رنجم داد اگر جنايتى كنم خواهد آمرزيدن پس بعذر و استغفار و تسبيح بكرة و اصيلا مشغول باشم ( و اللّه اعلم ) .
فصل 256
إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ
« 3 » ابرار آن باشد كه محنت او را نعيم گردد بسبب اعتقاد خوب چون محنت نعيم گردد نعيم حقيقتا ؟ نعيمتر باشد پس همه وقت در نعيم باشد . پس ابرار آن آمد كه هماره در نعيم باشد ، اگر در گلستان بود خود در گلستان بود . و اگر در آتش بود هم در گلستان باشد چنانك ابراهيم و ساير انبياء عليهم السّلام در بلاها از غايت ثقت ايشان بر وعدههاى خداى اندر اين جهان عين نعيم گشتهاند . و در اين جهان در حقيقت نعيم باشند . ابرار آنهااند كه عهد فرامش نكنند و باوفا باشند و هر ساعتى يار ديگر نگيرند چون دوست يكى دارى در عين نعيم باشى از آنك دوزخ دل بركندن است از عهد و دوست تو آن است كه پيش از كالبد با تو عهد كرده است
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ
« 4 » تو گفتهء بلى
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 9 ، آيهء 51 .
( 2 ) سورهء 48 ، آيهء 8 .
( 3 ) سورهء 82 ، آيهء 13 .
( 4 ) قرآن كريم ، سورهء 7 ، آيهء 172 .